عروسی عمه سمیه
سلام به دوستان عزیزم
سلام به الینای مهربونم
خب بسلامتی جشن عروسی عمه سمیه هم به اتمام رسید
روز جشن من ساعت 10 صبح با بابا رفتم آشخانه و شما موندی بجنورد خونه مادرجون تا من بتونم به کارهام و آرایشگاه برسم و خوشبختانه ورم بینی ام خوابیده و اصلا اصلا تابلو نبود که شکسته
(قابل توجه برخی دوستان!
)
اولین بار بود که آرایشگاه آشخانه رفتم خانم داداش همکارم بود و از کارش خیلی راضی بودم قیمتها هم اونجا عاااااااااااااالیه آرایش مو و صورت با هم شد 20تومن ! 

تصمیم داشتم با شما و بابا آتلیه هم بریم که متاسفانه شما ساعت 8/5 رسیدین عروسی و دیگه خیلی دیر شده بود و من هم دلم نیومد که با بابا تنها بریم آتلیه
الینا جون شما تو عروسی عمه سمیه کلاً و از اول تا آخر خواب بودی گلم
واسه همین کنار باغ یه جای دبش واست درست کردیم و مادرجون فرزانه هم پیشت بود و اونجا دبش خوابیده بودی و حتی یه دونه عکس هم ازت نگرفتم
حیف شد دوست داشتم بیدار باشی عروسی عمه جونو ببینی آخه این آخرین عروسی از طرف پدریت بود و دیگه عمه یا عموی مجرد نداری!عکس خانوادگی مون با عروس و داماد هم بدون تو هیچ صفایی نداشت عزیزم!خواستم همینطور خواب بغلت کنم تو عکس باشی همه گفتن چیکار داری بچه رو بزار بخوابه!
البته یه ضد حال اساسی هم زدی و تو خواب به خودت ج.ی.ش کردی و لباست خیس شد و مجبور شدم یه لباس دیگه و گرمتر تنت کنم
بعد مراسم رفتیم خونه مادرجون مهری و تا 5 صبح بیدار بودیم و چایی خوردیم و حرف زدیم و شما همچنان خواب بودی عزیزم
مادر جون مهری به ما وعده داد که فردا میتونین تا لنگ ظهر بخوابین
اما شما از ساعت 6 صبح بیدار شدی و هممون رو بیدار کردی و تازه یادت اومد عروسی عمه جونه و کلی رقصیدی و از مادرجون شاباش گرفتی و دستور دادی که عمه جون دوباره عروسی بگیره تا شما ببینی چه شکلی شده؟!
تا عصر اونجا بودیم و بعدش برگشتیم بجنورد و رفتیم خونه ندا (دخترعموی من) واسه دوره عموها ، دماغ من اونجا مرکز ثقل و توجه همه بود
و همه جویای اوضاع و احوالش بودند!
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
این سه تا عکس مربوط به روزهای پایانی حضور در خونه قبلیه 

تو اتاقت مشغول بازی بودی وقتی اومدی بیرون دیدیم بععععععله لباس زمستونیهات رو پیدا کرده بودی و.............! 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

من به فدای عبادت کردنت 


تا صدای اذان میاد به من میگی: مامانی برو نمازتو بخون آفرین دختر خوب !


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

من به فدای اون گیس سیاهت
من به فدای دو چشمون سیاهت
پ.ن:
حلول ماه مبارک مهر و فصل زیبا و رنگارنگ پاییز بر همگان مبارک



عروسی عمه سمیه
