الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

الینا فرشته آسمونی

عروسی عمه سمیه

1392/7/1 9:18
نویسنده : مامان
3,747 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دوستان عزیزمقلب

سلام به الینای مهربونمقلب خب بسلامتی جشن عروسی عمه سمیه هم به اتمام رسیدچشمک روز جشن من ساعت 10 صبح با بابا رفتم آشخانه و شما موندی بجنورد خونه مادرجون  تا من بتونم به کارهام و آرایشگاه برسم و خوشبختانه  ورم بینی ام خوابیده و اصلا اصلا تابلو نبود که شکسته از خود راضی(قابل توجه برخی دوستان!از خود راضیمژه)

اولین بار بود که آرایشگاه آشخانه رفتم خانم داداش همکارم بود و از کارش خیلی راضی بودم قیمتها هم اونجا عاااااااااااااالیه آرایش مو و صورت با هم شد 20تومن ! از خود راضینیشخند

تصمیم داشتم با شما و بابا آتلیه هم بریم که متاسفانه شما ساعت 8/5 رسیدین عروسی و دیگه خیلی دیر شده بود و من هم دلم نیومد که با بابا تنها بریم آتلیهچشمک الینا جون شما تو عروسی عمه سمیه کلاً و از اول تا آخر خواب بودی گلمزبان واسه همین کنار باغ یه جای دبش واست درست کردیم و مادرجون فرزانه هم پیشت بود و اونجا دبش خوابیده بودی و حتی یه دونه عکس هم ازت نگرفتمخیال باطل  حیف شد دوست داشتم بیدار باشی عروسی عمه جونو ببینی آخه این آخرین عروسی از طرف پدریت بود و دیگه عمه یا عموی مجرد نداری!عکس خانوادگی مون با عروس و داماد هم بدون تو هیچ صفایی نداشت عزیزم!خواستم همینطور خواب بغلت کنم تو عکس باشی همه گفتن چیکار داری بچه رو بزار بخوابه!

البته یه ضد حال اساسی هم زدی و تو خواب به خودت ج.ی.ش کردی و لباست خیس شد و مجبور شدم یه لباس دیگه و گرمتر تنت کنمآخ بعد مراسم رفتیم خونه مادرجون مهری و تا 5 صبح بیدار بودیم و چایی خوردیم و حرف زدیم و شما همچنان خواب بودی عزیزم چشمک مادر جون مهری به ما وعده داد که فردا میتونین تا لنگ ظهر بخوابینچشمک اما شما از ساعت 6 صبح بیدار شدی و هممون رو بیدار کردی و تازه یادت اومد عروسی عمه جونه و کلی رقصیدی و از مادرجون شاباش گرفتی و دستور دادی که عمه جون دوباره عروسی بگیره تا شما ببینی چه شکلی شده؟!نیشخند

تا عصر اونجا بودیم و بعدش برگشتیم بجنورد و رفتیم خونه ندا (دخترعموی من) واسه دوره عموها ، دماغ من اونجا مرکز ثقل و توجه همه بودزبان و همه جویای اوضاع و احوالش بودند!خجالت

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

           

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

این سه تا عکس مربوط به روزهای پایانی حضور در خونه قبلیه لبخند

 

         

تو اتاقت مشغول بازی بودی وقتی اومدی بیرون دیدیم بععععععله لباس زمستونیهات رو پیدا کرده بودی و.............! خنده

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 من به فدای عبادت کردنت بغلماچقلب

تا صدای اذان میاد به من میگی: مامانی برو نمازتو بخون آفرین دختر خوب ! زبان بغلقلب

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

من به فدای اون گیس سیاهتبغل من به فدای دو چشمون سیاهتبغل

 

پ.ن:

حلول ماه مبارک مهر و فصل زیبا و رنگارنگ پاییز بر همگان مبارکچشمکقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (44)

مامان پارمیدا
1 مهر 92 10:41
مبارکه عروسی عمه جون . انشالله یه روز عروسی الینا جون رو جشن بگیرین به شرطی که نخوابه ها !!!


ممنون گلم. فککککککککککککککر کن الینا خواب باشه تو عروسیش
مامان الینا
1 مهر 92 11:24
الهی بگردم من این دختر رو خدا خودش این فرشته کوچولو رو حفظ کنه

ممنونم دوست جونم
مطهره
1 مهر 92 11:44
خوب پس به سلامتی خواهر شوهرو دک کردین رفتانشالا خوشبخت بشه

چه حیف که بچه خواب بوده عزیزم الهی بگردمش



آره سوژه عکاسی ما هم خواب بود و این پست بی روح شد
مامی کیانا
1 مهر 92 11:44
چه حیف که الینا جون همش خواب بود و اصلا هیچ عکسی ازش نتونستی بزاری و به اون واسطه هیچ عکسی هم از عروسی نمیتونی بزاری و ما مردیم از فضولی وقتی خوندم عروسی عمهسمیه گفتم بریم با کلی عکس بزن و برقصی حیف شد
حالا تو اون گیر و بیر ج ی ش از کجا اومد؟
میگم برای مراسمی مجلسی چیزی بخوام برام آشخانه نوبت آرایشگاه میگیری بابا خیلی مفته اینجا یک سشوار کم کم 15 تومنه
از احوالات دماغ گرامی چه خبر ؟
میبینم که حسابی سوژه فامیل شدی؟

دقیقا خودم هم بخاطر همین قضیه کلی لجم گرفت خب به بهانه بچه کلی میتونستم عکس بگیرم!
همینو بگو ! همیشه همینه ضد حالها تو سخت ترین شرایط به آدم وارد میشه!
وای خیلی ذوق کردم وقتی قیمت رو گفت آخه من سه سال پیش تو عروسی داداشم فقط واسه موهام 25 دادم! الان که برو بالای 50،60تومن!
سوژه شدم اساسی! دیشب با خودم فکر میکردم دیگه هر کی هم که تا حالا به ابعاد دماغ من فکر نکرده بود توجهش جلب شد دیگه!
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
1 مهر 92 13:47
سلام دوست ِ پاییزیبه بهههههه، بالاخره رفتی عروسی و حساااابی قــِــر. دخملی هم که خواب بوده و دیگه حسسسسسسابی همیشه خوش باشی. جااانم؟همه چی رو هم 20 تومن؟خوشگل هم شده بودی یا همینجوری رفع ِ تکلیفی بود؟آخیییی،الینا جون رو ببین، چه بانمک شده تو لباس زمستونی.به بهههه، دو عدد مادر و دختر نمازخون. عجب ضدحالی زدی تو محبوبه جون.من توقع عکس های بیشتری داشتم.میگفتی خانوما یه لحظه یالله و یه عکسِ به قول ِ خودت دبش واسمون میگرفتیپرتوقع هم خودتی. باز هم خدا رو شکر که همه چی به خوبی گذشت و دماغ عزیز شما هم باهات یاری کرد و ورمش خوابید.عروسیشون مبارک، خوشبت باشن

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

کامنتمو به سبک ِ نستـــــــــــــــــــــــرن جون نوشتم.

متقلد کار هم خودتی.

خدایا خودت منو ببخش.

سلام دوست وصلت کننده پاییزی ِ من !
دقیقا وسط ولوووووووو بودما
خودم هم اینطوری بودم کارش هم بد نبود راضی بودم خداییش
خودم هم ضد حال خوردم فکر میکردم کلی عکس میگیرم از عروسی عمه جون.البته عکس که زیاده اما الینا تو هیچکدومش نیست و خیلی ضایعست !
ممنونم دوست جون خودم
.
.
.
ینی خداییش اولش که کامنت رو دیدم فکر کردم نسترنه(میدونی که کلاً بی دقتم)
اما از سبک نوشتار فهمیدم خودِ خودتی
ای متقلد کار
مامان احسان
1 مهر 92 14:13
سلام چه جالب فقط 20 تومن برای هم آرایش و هم مو اینجا حداقل 100 تا 150 باید هزینه بکنی تازه اون هم اگر آرایشگاهش معروف نباشه

خودم هم فکم افتاد وقتی گفت 20 تومن آخه بجنورد اگه آرایشگاه معروف نباشه 50/60میگیره و معروفاش 100/120 !
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
1 مهر 92 14:26
هر چه به خودم فشار آوردم که تابلو نشه، باز شد. ناخودآگاه حروف رو میکششششششششششششششششم. نسترن جونی این کار رو نمیکنه.

حالا چه اصراریه که متقلد کاری کنی؟!
نکن اینکارو حسن!خطرناکه حسن!
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
1 مهر 92 15:07
اِ اِ اِ... خسته نباشیم یه چیزی رو تازه الان یادم اومد....

وقتی شما اون وسط عروسی در حال قــِـر دادن بودی، من و کوثر جونی تو شهربازی و سوار قو بودیممم...


ای جااااااااااااااااااااااان
.
.
.
با شما نبودم که!
با کوثر جوووونی بودم

.
.
.
خب حالا ناراحت نشو دوست جونی
بیا بغلم
مامان بنیتا
1 مهر 92 17:17
عروسی عمه جوووونی مبارک عزیزم...امیدوارم خوشبخت بشن
محبوبه جون شرمنده دیر سرزدم..نمی دونم چرا چندروزی نمی تونستم وبلاگ بعضی دوستام رو باز کنم
ای جونم به الینا خوشگلم که اهل عبادته و مامانی رو هم تشویق می کنه
دوستم برای بینی ات هم واقعا ناراحت شدم ولی خدارو شکر که نشکسته ایشالا زود زود خوب بشی گلممممم

ممنونم گلناز جون
این حرفا چیه عزیزم هر وقت بیای قدمت رو چشم
مرسی عزیزم
مامی امیرین
1 مهر 92 17:21
عروسی عمه سمیه رو تبریک میگم.
واییییییییییییییییی چه عالی..کاش نزدیک بود مشتری میشدیم 20 تومان..ما اینجا بالای 100 باید بدیم
چه حیف که خواب بوده تو عروسی و الا کلی بهش خوش میگذشت.
ببوسش.

ممنونم عزیزم
اتفاقا منم وسوسه شدم هر وقت بجنورد عروسی دعوت شدم برم آشخانه آرایشگاه و دوباره برگردم بجنورد
بله خودم هم خیلی ناراحت شدم هم عروسی رو از دست داد هم عکس! عکس خونوادگی ما با عمه جون بدون الینا هیچ صفایی نداشت!
خانومي
1 مهر 92 19:52
هميشه شادي باشه و عروسي عزيزم......
رفتي خونه جديد....؟
راستي داستان دماغتو خوندم............كلي خنديدم...ميدونم چه حالي داري چون واسه خودم هم پيش اومده...



ممنونم عزیزم
بله بالخره رفتیم
ههههههی روزگار
❤خاله ی امیرعلیُ آنیسا❤
1 مهر 92 23:40
سلام محبوبه جون..
به سلامتی؛ حتما کلی هم بهتون خوش گذشته.. ایشالا همیشه در خوشی و عروسی باشید..
اون عکس الیناجونی با چادر نمازُ دوست میداشتم..


سلام همنام گمنام ( تا خودتو معرفی نکنی به این اسم صدات میزنم )
ممنونم عزیزم
منم کلا قیافشو با چادر نماز خیلی دوست دارم
تا ابددونفره
1 مهر 92 23:52
پس کامنت من کو که صبح نوشتممن اولین نفر بودمنگو که ثبت نشده


نرسیده نسترن جون
ااااااااااای جااااااااانم اشکتو نبینم دوست جونی
مارال - مامان روشا
2 مهر 92 1:37
بسیار مبارک باشه امیدوارم همیشه به جشن و عروسی باشید
حیف شد خوشگل خانوم ما تو عروسی عکس نداره
ای خدای من چقدر ناز شدی با اون چادرنمازت

ممنون مارال جون
آره بعدها که بزرگ شه یقه مارو میگیره چرا منو نبردین عروسی عمه جون! حالا بیا ثابت کن! البته یه عکس از خوابیدنش کنار مامان جونش گرفتم تا اون روز مدرک داشته باشم
سمانه مامان ستایش
2 مهر 92 4:14
مبارک باشه عروسی عمه سمیه
خب پس خداروشکر مشکلی با دماغت شکسته و بینوات نداشتی تو عروسی
جاااااانآرایش صورت و مو فقط 20 تومنچه خوب.حالا ما اینجا واسه کوچکترین کار باید انقدر بدیم
راستشو بگو محبوبه با الینا چیکار کردی که بچه از اول تا آخر تو اون سروصدا خواب بوده و شما آزادانه اون وسط مشغول قر بودی
واااای پس با جیش کردنش کلا خواب بودنشو از دماغت دراورده
پس هرچی تو عروسی دماغت تابلو نبوده فردا شبش کلا تو توجه بوده
قربون الینای نازم با اون عکس بامزه ش که تو سبده
اییییشششش ماه مهر هم حلول و تبریک داره آخهپاییز هم شد فصل

(ستاد ضدحال زنی به متولدین پاییز)

ممنون سمانه جون
بعععععععععله بوی دماغ سوختگیِ ِ بعضیاااااااا میاد
خیییییییییلی باحال بود نرخشوسوسه شدم هر وقت بجنورد عروسی دعوت شدم برم آشخانه آرایشگاه و دوباره برگردم بجنورد
نه خداییش سمانه جون دوست داشتم بیدار باشه عروسی عمه شو ببینه آخه این آخرین عروسی از طرف پدریش بود و دیگه عمه یا عموی مجرد نداره!حیف شد عکس خونوادگی مون هم بدون الینا بود!خواستم همینطور خواب بغلش کنم تو عکس باشه همه گفتن چیکار داری بچه رو بزار بخوابه!
وااااای از جیشش و ضدحالش که اصلا نگووووووو
آره واقعا ولی خیلی بده همه نگاهها رو دماغ آدم باشه ها
خدا نکنه عزیزم ممنون
پاااااااااااااااییز بهترین فصل سالهولی خودمونیم سمانه جون من خودم عاشق بهار و اردیبهشت هستم

مهرنوش مامان مهزیار
2 مهر 92 7:47
عزیزم مبارک باشه . چه آرایشگاه خوبی . لازم شد برای داداش مجرد از اونجا زن بگیریم تا پول آرایشگاهمون کمتر بشه
جدی جدی بینیت شکسته؟؟؟


اتفاقا منم وسوسه شدم هر وقت بجنورد عروسی دعوت شدم برم آشخانه آرایشگاه و دوباره برگردم بجنورد
بله متاسفانه
تا ابددونفره
2 مهر 92 9:20
سلام دوست مهربونممبارک باشه عریوسیتونخداروشکر که بینیتم خوب شدو دیگه استرس نداشتی.واااااااااقعا شد 20من که برا آتلیه رفتم شد 120تومناونجا فقط 20 تومن مو کوتاه می کننخوب عزیزم آتلیه هم می رفتین دوتایی بعد خود الینا جونو یه دفعه دیگه می بردیآخی عزیزم آخه عروسی بدون الینا که مزه ندارهولی کلی خندیدم که فرداش تلافیشو در آوردهتازه شاباشم گرفته زرنگ خانمواه واه چادر دختر کو چولومونو برم عزیزم

سلام نسترن عزیزمممنونمآره باور کن خودم هم فکم افتادنه که فکر کنی کارشم خوب نبوده هادر کل قیمت آرایشگاه تو آشخانه خیلی مناسبه حالا تصمیم دارم از این به بعد واسه آرایش و رنگ مو برم اونجاآخه بجنورد هم نرخها خیلی بالاست
خواهر شوهرم تیپ خرم سلطان زده بود و هیلی ناز شده بود با همسر و دو تا پسرش رفتن آتلیه اما من دلم نیومد بدون الینا آره خودم هم دپرس بودم و یه بار بیدارش هم کردم اما خیلی غر زد و اذیت کرد دیگه بیخیال شدم گفتم بزار بخوابهحالا از 6 صبح خانوم خانوما بیدار شده سرحال و قبراغ همه رو از یه طرف بیدار کرد و شروع کرد به قر دادن و رقصیدن و شیرین زبونی و دل ربودن و شاباش گرفتن
این چادر رو مادرجون مهری واسش دوخته و الینا خیلی دوسش داره میگه باهاش نماز میخونم و میگم خدا حال مادرجون مهری خوب شهبس که مهربونه بچه م
تا ابددونفره
2 مهر 92 9:22
احیانا جفت الینا در حال نماز شمایی دوستم


چطور مگه نسترن جون؟
تا ابددونفره
2 مهر 92 9:45
سلام پاییزی مخصوص

سلاااااااااااااااااااااااااااام عززززیزززززززززززم
مامان احسان
2 مهر 92 10:04
سلام خواهری .امروز صبح وقتی میخواستم سوار سرویس بشم یه خانومی رو دیدم اونقدر شبیهت بود که نگو حتی اونقدر توجهم رو جلب کرد که نزدیک بود بخورم زمین .اون بنده خدا هم هی منو نگاه میکرد و هی فکر میکرد که شاید آشنایی چیزی باشیم که من اینقدر نگاهش میکنم


جدا؟ حالا بنده خدا با خودش فکر کرده ببین چه شکلیخ که شما اینجوری نیگاش میکنی؟!
سنی
2 مهر 92 12:36
به به چه خبر خوبی...مبارک باشه عروسی عمه جااان.
چقدر خوب میشد الینا رو تو لباس عروسی عمه می دیدیم...
این عکس تو سبدش خیلی بامزه شده محبوبه جاان..چشماش داره از شیطنت برق میزنه
همیشه شاد و سلامت بااااشین دوستم

ممنونم دوست جونم
آره متاسفانه تو کل مراسم خواب بود
اینقدر بهش خندیدم خودش رفته بود اون تو و صدام زد گفت بیا ازم عکس بگیر
ممنونم عزیزم
مامان محمدرهام جون
2 مهر 92 12:47
شنیدن کی بود ماانند دیدن؟؟؟من عکس میخوام عزیزززززززززززم
واسه دماغت خوشحالم وخوشحالم که خوش درخشیدی ودخملت خواب بوده وحسابی ترکوندی
همیشه به شادی وگردش وعروسی

خصوصی


همین دیگه! آخه الینا جون این چه وقته خواب بود مادر؟!!!!
ممنونم عزیزم
سمانه مامان ستایش
2 مهر 92 13:10
محبوبه جون دارم فکر میکنم اگه اومدی تهران الینا و ستایش و ببریم این فروشگاههچه شودیعنی اساسی اینطوری میشنااا

حتی از تصورش هم روده بر میشم

ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
2 مهر 92 13:34
تو خودت متولد پاییزی، ولی عاشق ِ بهار و اردیبهشتی؟

لوس ...



میبینم که باز هم در حال مطالعه کامنت سایرین هستی؟!
چیه خووووووو؟ بهار رو دوست دارم طراوت و شادی داره البته پاییز که یه چیز دیگه ست

مامان بردیا شیطون
2 مهر 92 13:44
ای جووووووووووووووووونم چه دخملی.....
قربونت برم چادرش منو کشته....

ممنونم
سمانه مامان ستایش
2 مهر 92 13:57
فصل فقط بهار ماه فقط اردیبهشت


اصلاااا هم اهل مطالعه کامنت سایرین نیستم


همون سایرینی که واسه تحریک حس کنجکاوی بقیه پست رمز دار و مخصوص به خود میذارن


اصلاااا هم تابلو نیست منظورم با کیه


ولی محبوبه بیا تهران بریم دیگه



میبینم که شما هم اعتماد به نفست کم از پاییزیها نیست!


خیلی عالیه که اصلا اهل مطالعه اونم از نوع کامنتی نیستی دوستم!!!


آهااااااااااای سایرین با شمان ها!!!


آره بزن بریم










ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
2 مهر 92 14:07
مطالعه ی کامنت سایرین رو یاد گرفتم از یه دوست ِ پاییزی که عاشق ِ بهاره!

آره جون خودت!
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
2 مهر 92 14:08
البته خودمونیما
منم اردیبهشت رو دوست دارممممم...

نه واسه هواش
نه واسه گل هاش
نه واسه عطر و بوش

فقط بخار اینکه تولد همسریم تو اون ماهه.


ایییییییششششششششششششش یکی بیاد جمع کنه اینهمه لاو رو ! مردم چقدر همسر دوست تشریف دارن ! اییییییییشششششششش
عشقتان مستدام
آتنا مامانیه روشا یدونه
2 مهر 92 14:25
عروسی عمه جون الینا خانوم مبارک ان شا الله یه روز عکسهای عروسی گل دخترمونو ببینیم .
یعنی اون تبریک حلول ماه مبارک مهرت تو حلقم محبوبه جون

ممنونم آتنا جونواااااااااای چه آرزویی ممنون عزیزم

مامان محمدرهام جون
2 مهر 92 14:43
خصوصی گلم


ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
2 مهر 92 14:56
؟؟؟؟؟



حسوووووووووووووود...


ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
2 مهر 92 14:58
همسری ِ من که با یه نیم نگاه از کامنت های مطلبم، میگه:
ماشالا ماشالا، صفحه ی نظرات نیست که. چــَــته!

منم بهش میگم: ایشششششش... حسود!

(خداییش عشق و علاقه و لاو رو حال کردی؟ )

خو راست میگه بنده خدا! وب شما کلاً محل چت و تبادل نظر و کل کل دوستان هستش برخلاف وب من!
شهرزاد مامان حسین
2 مهر 92 16:32
سلام. همیشه به خوشی و شادی بانو. الهی. مامان ها اینطوری ان. تو شادی ها همه ش افسسو می خورن که بچه ها پیششون نیستن. خدا حفظ کنه این دختری ناز رو .

سلام عزیزم ممنوندقیقا همینطوره باورت میشه عروسی به خودم هم خیلی نچسبید؟!
رادمهر و مامان
2 مهر 92 17:11
نازی ,نماز خوندنش خیلی خوبه

آرایشگاه هم خیلی خوبه با20تومن



آرایشگاه که عالیه با 20تومن
☂ marjan ☂
2 مهر 92 20:33
سلام محبوبه جون!
من از وب آرینا جون اومدم اینجا!
چندتا از نوشته هاتونو خوندم!
خیلی نوشته هاتون به دلم نشست!
همینطور از دیدن عکسای الینای گل لذت بردم!
خوشحال میشم به منم سر بزنین و اگر موافق با تبادل لینک بودین بهم بگین!


☂ marjan ☂
2 مهر 92 20:35
وایییییییییییییییییییییییییی انقد حواسم پرته اصلا"متوجه نشدم قبلا اومدم وبتون!!!!!!!!
هی میگم چقد قیافه ی الینا آشناس!
بعد گفتم لابد تو قرارای وبلاگی دیدمش!
یکی دوتا پست که خوندم تازه متوجه شدم!حافظم پوکیده


مامان روژینا
2 مهر 92 22:58
به به پس عروسی هم تموم شد مبارک باشه عزیزم
آخی بچمون تا آخر عروسی خوابید؟ یعنی تا آخر آخرش خوابید ؟وای حالا الینا که بزرگه و اذیت نداره بایدم غصه بخوری که چرا خوابیده ولی من آرزومه یه عروسی برم که روژینا از اول بخوابه فکر کن
خداییش چه قیمت نجومیی واقعا 20 تومن ؟نـــــــــــــــــــــــه !!!! خوش به حال مردم آشخانه
می گم احتمالا آخر مهر شاید یه سفر به بجنورد داشته باشم اگه بیام حتما میام می بینمت اصلا به خاطر دماغتم که شده میام
ببووووووووووس اون شیرین زبون خوشگل و دوست داشتنی منو

آره عزیزم بسلامتی تموم شد
اگه عروسی غریبه بود که دوست داشتم بخوابه اما عروسی عمه ش دوست داشتم بیدار باشه
بعععععععععععله 20 تومن
جداااااااااااااااااااا؟!!!!!!!!!!! چه باحال خیلی خوشحال میشم بهار جون.بشرطی که مث همیشه بدقول نباشی و حتما همو ببینیم
ینی دماغ جون بازم عاشقتم که کاری کردی که رفیقم میخواد بخاطر تو بیاد منو ببینه
مامان روژینا
2 مهر 92 22:59
وووویییییییی یادم رفت بگم عکس نماز خوندنش خیلی قشنگه عزیزم


ممنون بهار جوووووووون
مهرناز(مامان آرسام)
2 مهر 92 23:57
عروسی عمه جون مباررررررکککک
وااااااااای دماغه رو بگو چه هولی بوده واستا محبوبه جون!!! حالا خداروشکر که ورمش خوابید بالاخره
وااااااااااااااااای دخمل مو مشکی چشم سیااااااااااااهمون که همشو خواب بوده پس!
ولی خوشم میاد کارشو خوب بلده و فرداش با عشوه ها و قراش شاباشه رو گرفته بلاااااااااااااا

ممنون مهرناز جون

بله متاسفانه کمپلت خواب بود!
آره خودم هم فکم افتاد وقتی دلبریهاشو دیدم! اینم از بچه های این دوره
تا ابددونفره
3 مهر 92 2:11
سلام سلام دوست جون خودمهمینجوری حس فضولیم گل کرده بودچه با حال تیپ خرم سلطان زده بود؟عیب نداره با توجه به قیمت پایین آرایشگاه تو آشخانه یه بار همین جوری برو آرایشگاه بعدم سه تایی برین آتلیهتازه اینجوری بهتره دیگه فقط یه کار دارین.آرایشگاه بعد آتلیه بعدم عروسی خیلی خسته کننده می شه


سلام به نسترن عزیزمآره خیلی جالب بود لباسش و رنگ موهاش مدل موهاش همش کپی خودش بود!حتی سرویس نقره شراست میگی اینم پیشنهاد خوبیه

تا ابددونفره
3 مهر 92 18:04
خصوصی عزیزم


مامان آروین
5 مهر 92 22:14
عرووووووووووووووووووسی عمه خانوووووووم مبارک ایشالله خوشبخت بشن [گل
آخی ناااااااااااازی دختر ماهمووووووووون همش تو عروسی خوابیده .....
معلومه که الینا جون در طول روز اینقده بازی کرده و خسته شده که حساااااااااااااااااابی به استراحت طولانی احتیاج داشته و تو اون شلوغی بیدار نشده
. محبوبه جون از طرفم ببووووووووووووسش
بازخونه جدیدو بهت تبریک می گم ایشالله با دلی خوش در کنار هم ایام شیرینی داشته باشید

ممنون نسیم جونروز عروسی نبردمش آشخانه که خونه مادرجونش استراحت کنه تا عروسی سرحال باشه اما اونا هرکار کرده بودن نتونسته بودن راضیش کنن بخوابه و نتیجه ش شد اون که تو مراسم کمپلت خواب بودحتی واسه یه عکس ناقابل هم بیدار نشد دلمون خوش شه لااقل
ممنونم دوست جونی
مادر کوثر
6 مهر 92 8:40
به به عروسی مبارک

چه حیف که الینا جون خواب بوده

خداروشکر که بهتون خوش گذشته

همیشه به شادی و عروسی


ممنون دوست جونم
آره ضد حال زد بهمون
ممنونم عزیزم
مامان ایسان
7 مهر 92 7:45
مبارکا باشه انشاالله عروسی دخملی خودتون عزیزم
سر رو صورت 20 تومان
از تهران تا اونجا چقد راه
فکر کنم بصرفه بیام اونجا برم ارایشگاه یعد برم عروسی


ممنون فرزانه جون
بععععععععععععله
آره بابا 13 ساعت که چیزی نیست میارزه!