الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه سن داره

الینا فرشته آسمونی

آخر هفته و 38

1392/7/6 19:14
نویسنده : مامان
690 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دوستان عزیزمقلب

سلام به دختر نازنینمقلب پنجشنبه شب خانواده بابا واسه دیدن خونه و شام اومدن خونمون. من با شجاعت و اعتماد بنفس تمام برای اولین بار واسشون مرغ شکم پر پختماز خود راضیمژه البته چون روز کاری بود و صبح سرکار بودم و از عصر هم مشغول کار و پخت و پز (بماند که عمو و زن عمو جون زودتر اومده بودن تا زن عمو جون بره دکتر و من موندم و شما بچه های شیطون که به هیچ صراطی مستقیم نبودید و کلی شلوغ کاری و جیغ و داد و بریز و بپاش کردین و حسااااااااابی منو کلافه کردین) و تو این بین چند تا از فامیلها که متوجه حضور مامان جون تو خونه ما شدند واسه عیادت ایشون اومدن و پذیرایی از اونها هم به کنار! خلاصه  آخر شب که مهمونا رفتن احساس کردم کوه کندمزبان بازم دستشون درد نکنه بعد از شام کلی کمک کردندقلب وگرنه من کن فیکون میشدم! ابله

صبح جمعه هم طبق روال همیشگی از سر صبح بیدار شدی و شیپور بیدار باش را در گوش مبارکمان نواختی! و من اینجوری بیدار شدم  و برای اینکه روحیه بگیرم بصورت کاملا شانسی یه سی دی که روش نوشته بود آهنگهای شاد رو گذاشتم تو سیستم که اولین آهنگش تولدت مبارک ویگن بود و شما کلی ذوووووووووق کردی و گفتی مامانی مگه تولدمه؟!  منم یهو یادم افتاد که بعععععععععله 38 امین ماهگردته عزززززززززززیزززززززززززم و چه تقارن جالبی بود  و همین دستاویزی شد واسه نانای کردن ما

 

 

 

 

بعد هم یه صبحانه عشقولانه خوردیم

 

 

 

و پیش بسوی خونه باباجون من و بابا رفتیم خونه دایی مسعود و شما با بابا جون رفتین باغ بابابزرگ و کلی خاک بازی کرده بودی !

 

 

بعد از ظهر برگشتیم خونه و تمییزکاری کردیم .شب یسنا اینا اومدن خونمون و کلی با هم بازی کردین و بعدش با شیرین زبونیهای همیشگی و شیرین ترین بوس دنیا بهم شب بخیر گفتی و خوابیدی ملوسکم  

خییییییییییییییلی عاااااااااااشقتم دخترک خوشگلک ملوسک عروسکم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (37)

ندا
6 مهر 92 14:28
ازمهمونداری نگو که دلم خونه راستی صندلیات کپی صندلیای اشپزخونه من منتها مال من پر رنگتر عکسای خونت بذار دیگه نا مرد تو انتخاب صندلی که تفاهم داریم

اتفاقا چند تا از دوستان وبلاگی که خیلی واسم عزیزن خواستن عکس بزارم اما از لج تو دوست بی معرفت نامرد نمیزارم
شوخی کردم میزارم اما به شرط اینکه بیای خونمون دلم واست یه ذره شده آخه
ندا
6 مهر 92 14:33
اصلاح میکنم میز صندلی اشپزخونت در ضمن تخم مرغاتم خیلی خوجلن جوجو واسه محبوب دلم تنگ

گرفتم همون اول مرسی ندا جوجو خوشگلم
ندا
6 مهر 92 14:40
اینجا اشپز خونت ایا.ببخشید کنجکاوی میکنما اخه من عاشق دکوراسیونم اونم از نوع مدرن و طراحی شدش لطفا عکس بذار ما هم مستفیذ شیم تو که نمیای خونه من و ببینی منو دق میدی اخر

نه بابا خیلی هم چیز خاصی نیست! خیلی ساده ست اما خب میدونی که من عاشق سادگی هستم!اتفاقا فردا کاظم مامانشو میاره مشهد دکتر، خیلی دوست داشتم باهاشون بیام اما مرخصی نمیدن!
ندا
6 مهر 92 15:02
صندلیات تاشو مال من هم میز هم صندلیاش تاشو میزش نصفم میشه

آره مال منم همینطوره .این هدیه بابا اینا واسه پاتختی ام بود از مبل فرنود بجنورد خریدن و خیلی راضیم ازش اما واسه اینجا باید برم یه غذاخوری 6 یا 8 نفره مستطیل و رنگ تیره بخرم که فعلا بودجه یخده!
آتنا مامانیه روشا یدونه
6 مهر 92 15:42
وای چه مهمونی تو مهمونی شد خدا قوت خسته نباشید

ممنون آتنا جون
مامان محمدرهام جون
6 مهر 92 17:23
خسته نباشی عزیزم.الینا یه جمعه هایی رو تخفیف بدی مامانت بخوابه بدم نیستااااااااااااا

به به خاک بازی،جای ماهم بازی کن عروووووووووووسک

ممنونم گلم.همینو بگو کشته مارو روز تعطیل هم باید کله سحر بیدار شیم والا بخدا!
اتفاقا خدا شاهده سمانه جون وقتی این عکسو آپلود میکردم یاد شما بودم که اگه ببینی چه حرصی بخوری خانوم بهداشتی و وسواسی

مامان محمدرهام جون
6 مهر 92 17:25
چه تقارن زیبایی!!!چه صبحانه زیبایی وچه عشقولانه وماهرانه

اون جوجه پرطلا رو ببین اون وسط

38ماهگیت مبارک عروسک

ممنونم دوست خوب و مهربونم
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
6 مهر 92 20:43
باور کن دارم با تبلت واست کامنت میذارم.

وااای ناززززی...چه تخم مرغ های خوشگلییی.
اون وسطی ِ واسه الیناست؟
نوش جونتون.

به به به، خانوم ِ کدبانووو...
مرغ شکم پر؟! چطور تونستی با این همه وروجک از پس کارهای خونه و مهمونداری بربیای؟
من که از خُدامه هر کی واسه شام میخواد بیاد خونمون، وقتی بیاد که دیگه سفره رو پهن کردم. از قبلش بخوان بیان، تو دست و پام هستن و رو اعصاب.

به به... بوفه ی خوشگلی به دیوار نصب کردین. کشتی ما رو تووو! هی تکه تکه از خونه عکس میذاری، هی دلمونو آب میکنی.
خونتون مبارکتون باشه. ایشالا همیشه خوش باشید و واستون پر از خیر و برکت باشه.

38 هم مبارررررررررررررررررک

دست ِ الینا درد نکنه که با شیپور بیدارتون کرده

ای جااااااااان
آره اون جوجو کوچولو الیناست از بس نازش داد و بوسش کرد و باهاش صحبت کرد بعدش هم دلش نمیومد بخورش کلی ترفند زدم تا خوردش!
دیگه ما اینیم دیگه!
بابا رفیق همچین چیز خاصی نیست بخدا ! چشم میزارم حتما عزیزم آخه خیلی شرمنده معرفتت هستم چه کنیم دیگه!
ممنون دوست جونی
مارال - مامان روشا
6 مهر 92 23:56
ای وای من
خدا بهت نیرو بده ماشاله (چشم نخوری) بعد از این همه مهمون داری فرداش هم رفتی مهمونی شب هم مهمون داشتی
واقعن بهت خسته نباشی میگم عزیزم
شاد و تندرست باشی

مهموني رفتن كه انرژي نميخواد انرژي ميده به آدممهموناي شبمون هم بعد از شام واسه شب نشيني اومده بودنممنونم مارال عزيزم


تا ابددونفره
7 مهر 92 0:05
سلام عزیزمواقعا خسته نباشید با مهمونی که دادییعنی خوشم می یاد این الینا یه روز تعطیلم نمی زاره بخوابینسی وهشتمین ماهگردش مبارک باشه دختر شیرین زبونموننانای کردنتون برمصبحونه عشقولانتونو عشق است چه خوشگلو بانمکن منم دلم خواستراستی عزیزم خونه به کجا رسیده پرده سفارش دادی

سلام دوست جونیممنون عزیزمهمینو بگو داغونمون کرده بخدامرسی عزیزم ای جان عزیزم هوس کردی
وای نسترن جون حالا تو کار خرید دچار تنبلی مزمن شدم باورت میشه حتی نرفتم بازار پرده ببینم ؟! خونه همینطور لخت و بیروح مونده رو دستم!
مامان آروین
7 مهر 92 0:36
الینا جون نازم 38 ماهگیت مبارک
باریکلا به مامانت که هم خوش ذوقه هم هنرمنده و هم حس ششمش محشره ایشالله همیشه به نی نای نای کردن و تفریح

ممنونم دوست مهربوووووووووون و خوش سلیقه خودم
بوووووووووووووووووووس برای آروین جونم
سمانه مامان ستایش
7 مهر 92 2:33
38ماهگی الینا جونم مبارکوای چه زود داره میگذره...
عجب پنجشنبه طاقت فرسایی داشتی محبوبه جونیعنی من کشته مردۀ او اعتماد به نفستم که با اون همه اذیت بچه ها و مهمونداری های سخت واسه شام یه چیزی پزیدی که قبلا بلد نبودیمن اگه بودم اون چیزایی هم که بلد بودم یادم میرفت از استرس
خدایی کوه هم کنده بودی دیگه
الینا جونم بابا صبح های جمعه و خوابیدن تا ظهرش نمیدووووونی چه لذتی دارهبذار مامان بینوا بخوابه.
آخیییی چه صحانۀ بامزه ای
امیدوارم همیشه شاد باشید دوست جوووونم

ممنونم سمانه جونماوهوووم! مث برق و باد میگذره
دیگه ما اینیم فقط برو تو خط اعتماد بنفس کاذب من !
وای سمانه هر جمعه همین بساط و داریم با شاهزاده خانوم! حالا خوب که ما رو بیدار میکنه یه ساعت بعدش شروع میکنه به غر زدن که من خوابم میاد!
ممنون دوست ِ جون جونیِ ِ من

فرزانه مامان آرین مهر
7 مهر 92 8:23
سلام خوبید خوش میگذره .الینا جون خوبه میبوسمش چند روزیه که اومدم اما نمیتونم برم توی بلاگفا نمیدونم فقط برای من اینطوریه کلی کلافه هستم .نمی دونم برای شما هم همینطوره نمیتونید برید بلاگفا ؟
برای بینی تون هم ناراحت شدم انشالله دردش زود خوب بشه .

سلام عزیزم خوش اومدیخوش گذشت؟عزیزم منم تو ارسال نظر مشکل دارم ینی تایید میده اما بعد میبینم تایید نشده و بدست دوستان بلاگگفایی نرسیده!
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
7 مهر 92 8:52
آره دیگه، فقط بلدی بری رو اعصاب! حالا تو یه قدم پاتو بذار تو بازار، ببین چی به چیه؟! بعد درباره پرده بیا مشورت بگیر...خونه رو بی روح ول کردی رفتی که چی؟اصلا روت شد مهمون دعوت کنی؟
والا خوب صبری داری تو!


* * *

حالا خیلیم عجله نکن، پرده خیییییییلی هم واجب نیست ، شوخی کردم بابا، بدو بدو که خونه بی پرده خییییییییییلی زشته

* * *

هستند کسانیکه بعد از 4 ماه برای خونشون پرده میگیرن، وقتی جا افتادن، وقتی چشمشون به در و دیوار خونه عادت کرد و تونستن با فکری باز، تصمیم بگیرن. عجله نکن. ولی از تو اون کدو بیای بیرون هم ضرر نداره.

* * *

فدای دوست جووووووووووونیم بشم که هی تنبلی مزمن میاد سراغش


ای بابا رفیق جون این چه کانتی بود؟کلاً چندگانگی داشت؟ گیج شدم بالاخره نفهمیدم نظرت مثبته یا منفی؟!پرده بخرم یا نخرم؟!بازار برم یا نرم؟!
اینم از آثار صبح زود بیدار شدنهنه عزیزم شما همون تا هر وقت راحتی بخواب بعدش با خیال راحت و با آرامش واسه من کامنت بده
مهرنوش مامان مهزیار
7 مهر 92 9:35
سلام عزیزم. 38 ماهگی دخترت مبارک.و همچنین منزل نو.
خانمی تایم کاری شما هم 7:30 تا 4 هست؟
عزیزم همیشه خوش باشی.

سلام مهرنوش جونممنونم عزیزمنه خوشبختانه فعلا تا14/30هستش...ممنون عزیزم همینطور شما
مامان احسان
7 مهر 92 10:30
سلام خسته نباشی گلم خوب بگو ببینم قوم شوهر کادو چی آوردن برای خونه جدیدتون

سلام خواهر جونمکادوی همشون نقدی بود جیگر
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
7 مهر 92 11:02

باور کن خودمم آخرش نفهمیدم چی شد!!!




ستاره زمینی
7 مهر 92 11:04
سلام گل دخملی فرشته زیبا اگه دوست داری با هم اشنا بشیم سری به وب ما بزن.

سلام ممنونم آدرستون باز نمیشه؟!
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
7 مهر 92 11:05
جل الخالق.......

چقدر زووووووووووووووووود تایید شد




جامون تو نحوه برخورد با کامنتها عوض شده رفیق!
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
7 مهر 92 11:08
وقتی داشتم می نوشتم، نمی دونستم تااین حد قاطی پاتی شده، وقتی تاییدش کردی، دیدم نهههههههههه... خییییییییییییییییلی دیگه زیادی از حد قاطی پاتی شدههههههههههه



هر کی نشناسه منو و با خوندن ِ کامنتم، فکر میکنه دور از جونم، شیرین عقلم...



راستی، زود بیدار شدنم رو مدیون ِ اون سبزی فروشی هستم که ساعت 8 صبح اومد جلو خونه و هی شیپور زد... سبزییییییییییییییییییییییی شوید تازهههههههه... نعنا خشک کردنیییییییییییییییییییییی سبزییییییییییییییییییییییییییییی

منم بدو بدو و چادر به سرم، پریدم پایین...

حال منو درک نکردی چطور باید این کامنت رو تعبیر و تفسیر کنم آخه؟!
حالا اینارو ولش
.
.
.
واااااااای تصور کردم رفتی دم در گفتی:
عمو سبزی فروش؟!
بعله
سبزی میفروشی؟!
بعله
سبزیت گل داره؟!
.
.
.

البته ببخشیدا ناراحت نشی خو ناخودآگاه این تصویر اومد تو ذهنم!
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
7 مهر 92 11:21
جامون تو نحوه برخورد با کامنتها عوض شده رفیق!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی چی چی؟!!! اصطلاح ِ بجنوردی بود؟؟؟



آره دیگه قبلا شما آنلاین بودی و سریع تایید میکردی من جینی تایید میکردم حالا جا عوض شده!
من آنلاینم شوما جینیراست میگن دوستها بعد ِ یه مدت اخلاقای همو میگیرن! مث شما که به سبک نسترن جون کامنت میدی و...ما که همش از آیکوناستفاده میکنیم
مامان احسان
7 مهر 92 11:22
مبارکت باشه عزیزم دست بابای مهربون و مامان فرزانه هم درد نکنه

ممنونم عزیزم
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
7 مهر 92 11:23
سبزیت گل داره؟!




ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
7 مهر 92 11:25
اتفاقا سبزی فروش ِ اینقدر گند اخلاقه که جواب ِ سلام هم به زور میده
ولی سبزی داره، عین ِ هلووووووووووووووووووووووووووووووو




اییشششششششش از خداشم باشه شوما ازش خرید میکنی!اوغ]

سبزی مثل هلووووووووو؟!!!!!!!!!والا هر تشبیهی شنیده بودم ولی اینجوریشو دیگه نه؟!اصطلاح شیرازیه رفیق؟!
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
7 مهر 92 11:29
واای خداییش آره،
من هیچ وقت نمیذاشتم کامنت ها رو هم انباشته بشه...
البته تقصیر تبلت ِ ... ایششش... سخته خوووو... منم دیگه کمتر میشینم پای سیستم...

ولی خودمونیما، این آیکون ِ خییییییییییییییلی به متن روح میده!عاشششششقشم بخدا!

تا حدی این آیکون رو من تاثیر گذاشته که گاهی وقتا با همسری معکوس حرف میزنم و میگم: یه آیکون ِ دماغ هم بذار جلو حرفام! همسری ِ بیچاره هاج و واج می مونه چی بگه!


ای خدااااااااا امان از دست تویه دماغ هم بزار جلو حرفام!!!!!!!
مانی محیا
7 مهر 92 11:57
سلام عزیزم با من قهر کردی؟ یادم رفت برات رمز بذارم. بیا خصوصی پلیز..

قهر چرا دوستم؟! مگه پست رمزدار داشتی؟! من ندیدم؟! الان با کله میام
مهرنوش مامان مهزیار
7 مهر 92 12:09
عزیزم منم خیلی خوشحالم از دوستی با شما. روز دانشجو بدنیا آومدی خانمی امسال یادم باشه دوتا تبریک باید بهت بگم.
انشاا... دوستی های مجازیمون حقیقی بشه و از نزدیک ببینمتون.


انشاله عزیزم منم خوشحال میشم

مرجان مامان آران
7 مهر 92 13:16
سلام عزیزممممممم
38 ماهگی الینا خوشگل مبارککککک
به به حسابی هم که سرگرمییییی بابا خسته نباشیییییی همیشه به مهمونی مهمون داریییییییییییی

سلام گلممممممممممم
ممنون عزیزم
مرسی مرجان عزیزم
مامان آيسو وآيسا
7 مهر 92 16:17
سلام دخمل خيلي نازي داريد ماشالله با اجازتون لينكتون كردم ممنون ميشم شماهم لينكمون كنيد وبهمون سربزنيد....www.aysuaysa.niniweblog.com


سلام ممنونم.چشم حتما
مامان بنیتا
7 مهر 92 22:20
38 ماهگی مبارکککک الینای گلم
محبوبه جونم واقعا خسته نباشی از این مهمونداری سخت ! عزیزم
یه عالمه برای الینای سحر خیز شیرین زبون

ممنون دوست جونم
مرسی عزیزم
مرسی از اینهمه بوس و ما هم این بوسها رو میفرستیم واسه بنیتای ناز و مامان نازش
مادر کوثر
8 مهر 92 13:59


چه آخر هفته ی پرکاری

خداقوت

ما هم احتمالا مهمون داشته باشیم آخر هفته

ممنون عزیزم
عکس بگیر از هنرهات بزار تو سایت یا وب تک خواهر ببینیم
ღ مونا مامان امیرسام ღ
9 مهر 92 3:54
38 ماهگیت مبارک عزیزم
خدایی خیلی سخته صبح زود بیدار شدن هااااااا
ما که خیلی کم پیش میاد اون موقع از روز رو ببینیم
تخم مرغها خیلی قشنگ تزیین شدن.نوش جاان

ممنونم مونا جون
ما هم در آروزی خوابیدن حداقل تا ساعت8 صبح! هستیم که اونم به برکت دخملی محاله!
مرسی عزیزم
الی مامی آراد
9 مهر 92 17:10
عزیزم ما هگردت مبارک

ممنون
مامان روژینا
10 مهر 92 0:02
وای ببخشید دیر دارم نظر می زارما به خدا همه رو خونده بودم ولی هر وقت میام برات کامنت بزارم یه کاری پیش میاد

وای که راست می گی دیدی وقتی مهمون داری همینطوری کلافه ای دیگه چه برسه این همه کار دیگه هم پیش بیاد ولی قربون اعتماد به نفست عزیزم مرغ شکم پرحالا خوب شد ؟
البته خداییش تو زرنگی من فکر کردم همه مثل خودمن
راستی سی و هشتمین ماهگرد دخمل خوشگلمونم مبارررررررک
به به چه صبحانه عشقولانه ایخیلی هنرمندیا دوستم

شوما راحت باش رفیق ما عادت داریم
ینی اعتماد بنفس کاذب رو داری؟!به نظر خودم واسه اولین بار خوب بود حیف شد تا خواستم عکس بگیرم دیدم کار از کار گذشته
ممنون بهار جون شما تعریف نکنی کی تعریف کنه؟همیشه لطف داری دوست جونم
مطهره
10 مهر 92 8:29
بابا! همیشه به نانای کردن باشین


ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
22 مهر 92 10:54
یه ایده

واسه تزئین تخم مرغ آب پز صبح ِ روز جمعه تون.

http://www.niniweblog.com/upl/nini6368/13817351591.jpg?32

قایق و بادبانش...


خیلی خوشجله ممنون که به فکر تزئین تخم مرغ آب پز ِ صبح ِ روز جمعه ما بودی
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
22 مهر 92 11:35
فدای تو عزززززیزم

بادبانش فلفل دلمه های رنگی هستش. درسته؟!


آره عزیزم