بازگشت مجدد....
سلام و صد سلام
هوراااااااااااااااااااااا ما بعد از یک غیبت طولانی برگشتیم
خیلی دلمون برا اینجا و دوستان نازنینمون تنگ شده بود خیلی...........
بس که زمان گذشته ، نمیدونم از کجا شروع کنم و چی بنویسم !
اول اینکه دو تا دندونت افتاد تو این مدت و از نظر خودت این نشانه ی اینه که حساااابی بزرگ و خانوم شدی
از عید تا الان چند تا سفر رفتیم که سعی میکنم به تدریج عکساشو بزارم ....
این عکسا مربوط میشه به جمعه95/3/6 که با خانواده دایی مسعود و باباجون و دایی علی ِ من رفتیم باغ عمو احسان


ترس از ارتفاع و ژست جدی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بازگشت مجدد....
