الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

الینا فرشته آسمونی

دیار پدری...

1391/11/7 11:52
نویسنده : مامان
700 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه رفتیم خونه مادرجون(مامان بابا) به صرف قییشچشمک(یکی از غذاهای محلی خراسان شمالی که من و بابایی بسیار به آن علاقمند میباشیمنیشخند ) شما هم خیلی با لذت میخوردی و به به چهچه میکردی

کلی واسه مادرجون زبون ریختی و خودتو شیرین کردی بهش گفتی:مادرجون مریض شدی؟داروهاتو بخور ،زود خوب شی گفت:داروهامو خوردم گفتی:پس چرا خوب نشدی هنووووووووز؟(انشاله خدا مادرجون و همه بیمارهارو شفا بده...آمین)

سر سفره رفتی آشپزخونه از مادرجون قاشق کوچولو گرفتی اومدی با هیجان به من میگی:مادرجون چقدر مهربونه...به من قاشق کوچولو داد!!!!

از دیدن محیا ، رضا و مرتضی و زهرا(دختر دختر عموی بابا) کلی ذوق کرده بودی و باهاشون بازی کردی

محیارو خیلی دوست داری و مدام بغلش میکنی و میبوسیشماچقلب

فدات شم که میخوای کارهای محیا رو تقلید کنیماچ

ظهر ما خوابیدیم و شما با عمه سمیه و علی آقا رفتی پشت بام و خوش گذروندینقلب

عصر هم بردیمت حموم که کلی گریه و دادوبیداد راه انداختیخیال باطل

چون به رضا قول داده بودم که بریم خونشون بعد از شام رفتیم خونه عمه عالیه و یه ساعت هم اونجا با رضا و مرتضی بازی کردی و نهایتا ساعت11شب برگشتیم خونه

واااای اون لبای غنچه تو بخورم منماچ

 

وسط دو تا پسرعمه از خجالت سرتو انداختی پایین


طبق معمول به محض اینکه نشستیم تو ماشین از شدت خستگی تو بغلم بیهوش شدی و خوابیدیمن هم تو مسیر یه دل سیر نیگات کردم و کلی بابت داشتن دختر خوب و مهربون و نازی مث تو خدا رو شکر کردمقلبقلبقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

مامان یه فسقِلی
7 بهمن 91 16:47
چــــــــــــــــشم ... منم لینکـــــــــتون می کنم.


باعث افتخاره
مامان یه فسقِلی
7 بهمن 91 23:25
فیگور های بچه ها رو خیلی خوشم اومد روی مبل هستن ....

آخـــی ... شرم و حیاشو عشـــق است

راستی گلم، قیــیــش از چه موادی درست میشه ...؟! مشتاق شدم بدونم


بچه ها واقعا آخرشن...جونم برات بگه عزیزم قییش از خمیر،رب،روغن،گوشت،ادویه جات(فلفل،کمی نعنا،نمک)،دوغ و سیردرست میشه


مامان محیا
8 بهمن 91 18:16
محیا هم شما رو دوست داره



مامان محمد فاضل
8 بهمن 91 18:56
خوشحالم بهت خوش گذشته عزیزم


آره جاتون خالی بود خاله جون
انسیه
9 بهمن 91 11:51
سلام دختربچه ها یاددارن ازهمون اول زبون بریزن غریزیه


آره آخرن سیاست هستن خودشونو تو دل همه میکنن خلاصه
انسیه
9 بهمن 91 11:54
هروقت میریم خونه مادرجونا عشق میکنن بابیرون رفتن ماکه همش میخوادبره توکوچه


انسیه
9 بهمن 91 11:55
اونجاکه میرین استراحت کن بده عمه هاش نگهش دارن


چه پیشنهاد خووووووووووبی
مامی امیرین
9 بهمن 91 12:04
کامنت قبلیم نرسیده!!!


شرمنده عزیزم اشتباهی حذف شد
انسیه
9 بهمن 91 12:25
محبوبه جون هستی کامنت رسیددددددددددددددد گلم
انسیه
9 بهمن 91 12:26
اشتباهی گذاشتمش چرک نویس بود


چرکنویستو عشق است.........
انسیه
9 بهمن 91 12:28
همیشه اینجوری میشه که برمیدارم اصلاح کنم بدبختااونایی که دارن میخونن چه میکششششششششششششن


تو خمااااااااری میزاری ما رو
مادر کوثر
9 بهمن 91 13:06
برای الینای خوشمل خودممممممممممممممم
چقد تو این لباس قرمزه ماه شدهههههههههه

فرخنده میلاد فخر کائنات، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله
و سلاله پاک و مطهرش، رئیس مکتب، حضرت امام جعفر صادق علیه ‏السلام،
بر پیروان راستین حق تهنیت باد.


لطف داری عزیزم چشاتوت خوشگل میبینه
اعیاد مبارک
مامان روژینا
9 بهمن 91 17:10
قربون این دخمل شیطون بلا که این همه دوست داره اطرافش بوووووووووووووووووووووووووس
قربون اون خجالتی بودنت بشم من


فدای تو بهار جوووووون.البته اون بره ناقلا هم تو سربه زیرش بی تاثیر نیستش ها
چتر ابي
20 بهمن 91 21:38
سلام من چتر ابيم......... واي چه دخمل نانازي راستي من يه وب دارم كه تازه بازش كردم حتما بيا و نظر يادت نره باشه....البته هنوز يه پارت داره ولي تو بيا و نظرت رو بده تا منم پارت هاي بعديش رو بذارم من يه دختر6ساله دارم كه اسمش ديناست اگه ميخواي عكساشو بذارم چون خيلي بامزه است پس بيا ونظر يادت نره...........