الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

الینا فرشته آسمونی

منو نگاه کن....

1391/11/9 14:08
نویسنده : مامان
593 بازدید
اشتراک گذاری

آقای گرامی از دوستان قدیمی باباجون در دوران دانشسرا ، دیشب مهمونشون بودن و این هدیه رو واسه شما خریدنقلب

شما هم مدام صداشون میزدی : دوست باباجون! دوست باباجون خیلی ممنونم .من دوست دارمبغل

و ایشون از بس ذوق کرده بود که به باباجون گفته بود به محض اینکه برگردم مشهد به دخترم میگه سریع یه نوه بیاره واسم نیشخندچقدر نوه شیرینهقلبقلبقلب

عروسکه چشاش بسته بود و شما بزور میخواستی چشاشو باز کنی واسه همین مژه شو کندیکلافه و بعدشم پرتابش کردی و گفتی مامان چرا به من نگاه نمیکنه؟افسوس

دیروز عصر رفتیم نمایشگاه خانه مدرن،قیمتها نسبت به بازار مناسب بود اما خرید نکردیمخیال باطلبعدش رفتیم خونه عمه جون من و طبق معمول اونجا هم کلی زبون زدی و خودتو شیرین کردی براشون.بغلکلاه لباستو میذاشتی رو سرت به عمه جون میگفتی:به نظرت من خوشجل شدم؟سوالمژه(هلاک این نظرخواهی وبه نظر گفتنتم مامان جونمبغلماچ)

 

پ.ن: از فردا مهمونای خیلی عزیزی داریم که تو پست بعدی مفصل برات مینویسمقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (17)

مامان روژینا
9 بهمن 91 17:14
دست آقای گرامی درد نکنه چه عروسک قشنگی مبارکت باشه فقط ای کاش بهت نگاه می کرد مگه نه قربون شیرین زبونیت عزیزم محبوبه اولا یه اسفند بریز دوما بابا چقدر زرنگیا چقدر مطلب جدید گذاشته بودی چطوری وقت می کنیراستی مرسی که در نبودم بهم سر می زدی البته همه بوسااااااامال تو نیستا محبوبه یکیش ماله تو بقیه مال الیناست


ممنون بهار مهربون.بعد از اتمام امتحانات دچار انرژی دوچندان شدم(بی جنبه ای تا این حد)شما اگه راست میگی یه کم از این رفیقت یاد بگیر هر سه ماه آپ میکنی مارو تو خماری میزاری
همون یه بوسم واسه من کلی ارزش داره
سمانه مامان ستایش
9 بهمن 91 17:28
چه عروسک خوشگلی هدیه گرفته الیناجون.مبارکش باشه،البته اگه سالم بمونه
خب چرا دوست باباجون یه عروسک نیاورده که به الیناجون نگاه کنهدخملمون تقصیری نداره که
راستی محبوبه جون ماشالا اکتیوی هاااسرفرصت میام همه پستهای نخونده رو میخونم.



سمانه جون دیشب دست و پاهاش هم به تاریخ پیوست
البته توسط مادرجون محترم دوباره تعمیر شد
فوق اکتیو شدم سمانه جون ...فکر کنم آثار شادیه پس از امتحاناته
مامان یه فسقِلی
10 بهمن 91 1:25
خخخخخخخخخخخخ ... مژه ی این بیچاره کووووو ؟


دستشون درد نکنه


با یک حرکت تاکتیکی توسط الینا جون از چشم جداشدندی و به خاطه ها پیوستندی
مامان یه فسقِلی
10 بهمن 91 1:25
دســـــــــــــــــــت هایم نمــــــــــــــــــــــی رسند تا ستـــــــــــاره آرزوهای محــــــــــــــال را برایت بچــــــــــــــــــــــــــینم...

آنچــــــــــــــــــــه از ستاره برایم مهـــــــــــــــــــــمتر است، رویای نابِ آرامــــــــــــــــــــشِ توست...

عزیزم ، اعیــاد مـــــــــــــبارک ...


الهام
10 بهمن 91 22:32
یه بوس برای الینای ناز


مامان نیروانا
11 بهمن 91 10:48
مبارکش باشه الیناجون، نیروانام دقیقاً یه همچین عروسکی وقتی یک ساله بود کادو تولد گرفت از دوستای مشهدیمون و اونم خیلی زود مپه هاش رو کند. آقاجونم براش با خودکار خط چشم کشید تا نیروانا دوباره راضی شد قیافه ی عروسکش رو قبول کنه.
جونم که دوست داره نگاش کنن. به نظرت نباید قورتش داد این نی نی خوشگل شما رو؟
(عزیزم کامنت گذاشتی نمیتونی پست جشن سده رو بخونی، چرا آخه؟ مربوط به مرورگرت نیست؟ میخواهی یه بسته بازی بکنی پنجره هات رو؟)

احتمالا ما هم باید واسه عروسکش چشم بکشیمبا قورت دادن این نی نی ها کاملا موافقم
عکسهای آتش رو دیدم اما توضیحات نداشت دوست دارم در موردش بدونم...
زهره جون
11 بهمن 91 10:53
عزيزمممممممممم چه دختر ناز و شيرين زبوني . ماشاالله ... عروسكش مباركش باشه البته خوندم كه ظاهرا ديگه چيزي ازش باقي نمونده !!! امان از اين وروجكا


لطف داری زهره جون عزیز.آره مجبور شدیم دست و پاشو پیوند بزنیم دوباره
مامان بابای الیسا
11 بهمن 91 11:11
مبارکت باشه شیرین زبون


ممنون خاله جون
مامان یه فسقِلی
11 بهمن 91 11:46
سلام خانومی ... مرسی که اومدی به وبلاگم ... واسه شروع اول باید سطح خودتون رو بدونید. عزیزم من سطح شما رو نمی دونم ...معمولا به دوستان توصیه می کنم که به یه کانون زبان برن .... امتحان شفاهی واسه تعیین سطح بدن و کتاب هایی که بهشون معرفی میشه از طرف آموزشگاه، همه چی رو مشخص می کنه . اگر هم وقت ندارید برید کلاس، کتاب ها رو تهیه کنید و خود خوان در منزل بخوانید .. من 2 ساله دارم میرم کانون... دوره های آیلتس م تازگی ها تموم شده ... اما هنوز امتحانشو ندادم ... دوست دارم اول خودمو تقویت کنم بعد امتحانشو بدم ... مـــــوفق باشی.
مادر کوثر
11 بهمن 91 15:14
ای شیرین زبون وروجک
عروسک خوشجلت مباررررررررررک
آخه نوزادا که بیدار نمیشن همش خوابن

منتظر پست مفصل بعدی هستیم

راستی بروز شدیم


ممنون خاله جون
نه اینکه خودش نوزاد بود اصلا خواب نداشت همه رو مث خودش میبینه
حتما میام
مامان یه فسقِلی
11 بهمن 91 15:16
نظر خصوصی... :
فقط یه کم به دیکته توجه کنید و اینکه اسامی شهر ها و همچنین اولین کلمه واسه شروع هر جمله ... با حروف بزرگ هستش... همین


ممنون خانوم معلمچشم تمرین میکنیم
مامان یه فسقِلی
11 بهمن 91 15:17
از همون اول ... قالب وبلاگ منو شما یکی بود ؟ یا من توجه نکرده بودم ؟


من امروز عوضش کردم عزیزم
مامان احسان
11 بهمن 91 15:28
سلام خوبترینم ممنون که همیشه جویایی حال ما هستید کمی درگیر کارام بودم ببخشید که دیر به دیر سر میزنم مبارکش باشه عروسکش ایشالله عروسیت خانوم گل


وااااااااای مرسی خاله جون کو تا عروسی
مامان آروین
11 بهمن 91 23:09
مبارکت باشه دختر ملوسم چه هدیه خوشگلی . ژستات مارو کشته عصیییییصم


ممنون خاله جون.از بس شیطونم از هر10تا عکسی که مامان میگیره فقط یکیش قابل استفاده ست
سارا مامان آرام
14 بهمن 91 9:49
عزیزدلم ؛ دختر شیرین زبون و دوست داشتنی

خوب راست میگه چرا نگاهش نمیکرد اون عروسکه؟


مجبوریم واسه عروسکه چشم بکشیم خودمون
مامان فتانه
14 بهمن 91 13:37
عروسک نو مبارک دست دوست بابایی درد نکنه واقعا...عزیزم پیش ما هم بیاین


ممنون.باشه حتما


عزیزم آدرسی که گذاشتی باز نشد متاسفانه
مامان کیان کوچولو
16 بهمن 91 13:18
مبارکه الینا جوووونم



ممنون خاله جون.