پدرم
نیم ساعتی است که خیره به مانیتور نشسته ام ، اشک میریزم و مینویسم از پدرم... پدری که همیشه برایم اسطوره است... پرید ! همه اش پرید! گویا نمی بایست که ثبت میشدند ... می بایست همانطور ناب و مقدس بماند ...هر چه هست باید بماند در دل 4 نفرمان (پدرم و من و دو برادرم )که چه ها که برای ما نکرد پدرم...چه از خودگذشتگی ها ...چه روزها و شبها... روزت مبارک پدرم =================================================== دیروز الینا هم با شعری که تو مهد بهشون یاد دادن حسااااااااابی باباشو سورپرایزو خوشحال کرد باباي خوب و نازم من با تو سرفرازم تو نعمت خدايي دايم به فكر مايي همسر مهربونم بهت تبریک میگم که یه بابای خوب و مهربو...









