الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

الینا فرشته آسمونی

لجبازی الینا...

این روزها که هوا سرده همیشه بعد از پروژه حموم کردنت یه دوره منت کشی واسه گذاشتن کلاه رو سرت داریم بخاطر همین لجبازیهات موهای نازتو کوتاه کردم که سرما نخوری گلم بعد از کوتاه کردن موهات بابابزرگ(بابابزرگ مامان) با من قهر کرده بود که چرا موهای دختر نازمو کوتاه کردی؟!!!چه میداند از سر درون بهت گفتم مامانی با کلاه شبیه هندی ها میشی عزیزم ،با غر گفتی نمیخوام شبیه هندونه!!! باشم بعد گفتی میرم تو خونه خودم سرما نخورم مامان جونم: این لبخند رضایت ناشی از پیروزیت منو کشته اینم یه روز دیگه پس از استحمام- که بهت گفتم وقتی کوچولو بودی از حموم میومدی کلاه میذاشتی و پستونک میخوردی مامانی هم خیلی خوشحال میشد و شم...
30 مهر 1391

یار دبستانی من...

عزیز مامان چند روزه هر روز کلی اصرار میکنی و میگی میخوام برم مدرسه آخه نازم تو هنوز دو ساله هستی میری مدرسه چیکار؟!!! تازه به مهد هم رضایت نمیدی   هر روز بساطی داریم با این درخواست شما شاهزاده خانوم تو این عکسا میخواستیم بریم بیرون و شما فکر کردی میبریمت مدرسه وقتی بهت جواب نه دادم با من قهر کردی و با گربه ملوست درد دل میکردی الینا در حال درد دل با گربه ش!!! صدات میزدم به من نگاه کنی تا ازت عکس بگیرم انگار نه انگار اصلا خودتو به نشنیدن میزدی شیطون بلا تا اینکه بالاخره با کلی زبون زدن مامان و قربون صدقه رفتن ، یه نیم لبخند و البته در واقع پوزخند به قائله عکس انداختن خاتمه دادی چون تا لبخند زدی انگار...
29 مهر 1391

سالگرد مادر...

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 باز آمدم بپرسش حال تو ای اميد   ای مادری كه هر نفسم گفتگوی تست   باز آمدم كه بوسه زنم برمزار تو   ای مادری كه هر نفسم گفتگوی تست   *** باز آمدم كه شكوه كنم از غم فراق   وز بانگ ناله، روح ترا با خبر كنم   مادر! غم تو همنفسم شد بجای تو   با اين غم بزرگ ، چه خاكی بسر كنم؟   *** ...
24 مهر 1391

شیرین زبونیها...

سلام گل نازم دیروز واسه ناهار خونه عمه جون دعوت بودیم و دیدار شما و محیا و رضا و مرتضی تازه گردید و کلی با هم بازی کردین و درگیر شدین و دوباره آشتی کردین و ... خلاصه مشغول بودین حسابی.متاسفانه دوربین و فراموش کرده بودم و عکس ندارم ازتون! یه سری از شیرین کاریهات که هرروز با این سن کمت انجام میدی رو اینجا مینویسم تا بزرگ که شدی بدونی تو2سالگی چه شیرین زبون بودی و چه دلی میربودی از ما : -از اداره که برمیگردیم بعد یه ساعت میگی از صبح ندیدمت عزیزم ! دلم برات تنگ شده -یهو از دور میدوی طرفمون و محکم بغلمون میکنی میگی عزیزم دلم(منظورت عزیز دلمه!!) -روزی چندین و چند بار میگی مامانم من خیییییییلیییییی دوست دارم  و منو میبو...
23 مهر 1391

بر لب جوی نشین و...

  طی شد این عمر، تو دانی به چه سان               پوچ و بس تند، چنان باد دَمان همه تقصیر من است، این که خودم میدانم که نکردم فکری             که تامل ننمودم، روزی                                     ساعتی یا آنی که چه سان میگذرد عمر گران؟  بقیه تو ادامه مطلب...   طی شد این عمر، تو دانی به چه ...
18 مهر 1391

روز جهانی کودک

روز جهاني کودک بهانه اي براي ورود به جهان کودکان است؛ براي ورود به اين جهان بايد آگاهي هاي خود را فراموش کنيم و با ناآگاهي هاي کودکانمان همراه شويم. آموختن زبان کودکانه نيز قدم بعدي است. روز جهاني كودك  فرصتي است تا به كودكان بيشتر بينديشيم و نيازهاي آنها را مدّنظر قرار دهيم و بكوشيم تا انسانهايي سالم،مؤمن،شاداب و متعهد و مسئول پرور ش دهيم. بقیه ادامه مطلب... در سال 1953، يونيسف ( United Nations International Emergency Fund ) يکي از بخشهاي دائمي در سازمان ملل گرديد . و روز 8 اکتبر " روز جهاني کودک " نام گذاري شد. کودکان در اين روز ، خواهان يادآوري اين مسئله هستند که سالانه هزينه هاي غير قابل تصوري...
17 مهر 1391

آموزش زبان

سلام دختر طلای مامان ، یه مسأله خیلی جالب تو رابطه مادر و دختری ما علایق مشترکمونه.مثلاً مامان از دوران بچگی خیلی به زبان انگلیسی علاقه داشت شما هم گوی سبقت رو از مامان ربودی و از سن یک و نیم سالگی شروع به یادگیری کردی مراحل یادگیری: 1/5سالگی: یادگیری کامل الفبای انگلیسی و بتدریج یادگیری کلمات مختلف به ترتیب زیر: 1-گربه : cat 2-سگ:dog 3-انگشت:finger 3-سلام:hello 4-خداحافظ: goodbye که البته اشتباه میگی فود بای!!! 5-چشم:eye 6-دست:hand 7-پا: foot 8-بابا: father 9-کتاب:book 10-بابابزرگ:grand father 11-مامان بزرگ:grand mami دوست ندارم خیلی بهت فشار بیارم که لغت حفظ شی ا...
17 مهر 1391