الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

الینا فرشته آسمونی

تخفیف!

1392/7/4 19:15
نویسنده : مامان
637 بازدید
اشتراک گذاری

امروز پنجشنبه ست و مادرجون تعطیله واسه همین شما رو نبردم مهد و موندی پیش مادرجونچشمک

الان زنگ زدم تلفنی باهات صحبت کنم سخت مشغول تماشای تلویزیون بودی ...بزور اومدی پای تلفن و جسته گریخته چند کلمه ای حرفیدی و تو اوج قربون صدقه رفتنهای من یهو بی مقدمه مادرجونو صدا زدی گفتی بیا مامانم باهات کار داره!!!!تعجبخنده بعد به من میگی خب مامانی خداحافظ بامن حرف نزن مادرجون باهات کار داره!!!!!تعجبخنده و بدو رفتی سراغ تلویزیون ! نیشخندخیال باطل

 

        

(ای جان یادش بخیر وقتی تازه دندونای پایین دراومده بود وقتی میخندیدی دلم غش میرفتبغلماچ)

      

وقتی برای تمییز کاری خونه رفته بودیم با انگشتت این نقاشیها رو روی زمین کشیدی چشمک

 

 

 

 

وقتی صدام زدی تا ببینمشون خیییییییییییییییلی ذوق کردم آخه اولین بار بود که اینقدر قشنگ کشیدیبغل و البته آخرین بار!افسوس چون بعدش هر چی بهت گفتم تو کاغذ هم شکل اون واسم بکش نتونستی!افسوس ولی خیلی واسم جالب بود که شانسی و اتفاقی همچین نقاشیی کشیدی عزیزم بغلقلب

   

پ.ن:

دیشب رفتم خیابون و از اون مغازه کذایی که مسبب  حادثه گوشخراش و دلخراش و خلاصه همه چی خراش واسه دماغ گرانقدرم شد مجدداً خرید کردم زبان و مشمول تخفیف هم شدماز خود راضیمژه (اینم یکی دیگه از موهبتهای دماغ عزیزمزبان)

 

 

بعداً نوشت + کامنت برگزیده:

کامنت خصوصی برگزیده از آتنا جون مامان روشا یدونه:

"راستی این مغازه ظرف فروشی که خرید ازش میکنید اگر قمتها و تنوع ظرفهاش خوبه به هم آدرسشو میدید .
شاید رفتیم دماغ شما رو بهونه کردیم یه تخفیف توپ هم گرفتیم"

دوستان هر کس مایل بود میتونه تشریف بیاره اینجا و بره اون مغازه کذایی و با معرفی دماغ محترم اینجانب از تخفیف بهره ببرهخنده

نیشخند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (29)

فرناز مادر آتیلا
4 مهر 92 11:27
آفرین به دختر خوشگلمون با این نقاشیه قشنگش

ممنون فرناز جون اما دیگه تکرار نشد!
❤خاله ی امیرعلیُ آنیسا❤
4 مهر 92 13:06
امیرعلی هم همینجوریه؛ بعضی موقع ها ک زنگ میزنم باهاش حرف بزنم یهو وسط حرفام میگه خدافظ بعدشم میگه مامان بیا خاله جون با تو کار داره!!! از دستِ این بچه ها..
نقاشیش هم خیلی خوشگل شده؛ همیشه همینطوره اگه یک کاری رو با میلِ خودشون انجام بدن خوب میشه اما اگه ازشون بخوایم نه..


دقیقا !
مامان محمدرهام جون
4 مهر 92 17:23
به به چه نقاشی قشنگی مخصوصا اولی به دلم چسبید!!!!!!

دوستم با انگشت راحتتر بوده خوووووووووبه نظرم روی یه سطح شن دریا بریز بگو با انگشت نقاشی بکشه یا شیشه رو گرد گیری نکن وقتی پرخاک شد(خونه ما دوسه ساعته به این مرحله میرسه)بذار نقاشی بکشه.به نظرم دخترت توی نقاشی با انگشت حس جالبی داره!!ببخشید البته فضولی کردم.

خخخخخخخخخ چه دماغییییییی دماغ من فقط موجب خنده شد یه قرونم عرضه نداشت برای صاحبش تخفیف بگیره

ازش پرسیم این کیه کشیدی؟ میگه این هاجرجونه که تی دستشه!(خانومی که تو کارهای خونه کمکم میکنه)
دقیقا منم به همین نتیجه رسیدم که چون نمیتونه مداد رو خوب تو دستش بگیره نمیتونه به این قشنگی نقاشی بکشه و با انگشت راحت تره و کلی نقاش بودی دخترم!ممنون سمانه جون پیشنهادات خوبی دادی حتما عمل میکنم مخصوصا گرد و خاک شیشه و میز رو خوب اومدی اینجوری کار خودم رو هم توجیه میکنم و میگم بخاطر خلاقیت بچه م گردگیری نکردم
خب بیا دماغامون رو با هم آشنا کنیم شاید از دماغ من سیاست رو یاد بگیره
سمانه مامان ستایش
5 مهر 92 13:15
سلاااام دوست جون خودماتفاقی اومدم نت و سلام قشنگتو دیدم و کلی حال کردم
دوم خونست،شب میام

سلام خوشگل خانومراحت باش عزیزم
مامان الینا
5 مهر 92 15:58
الهی بگردم این دختر شیرین زبونو

ممنون دوست جونم خیلی لطف دارین
مارال - مامان روشا
5 مهر 92 18:08
ای جانم چه نقاشی های قشنگی، چه خوب کردی ازشون عکس گرفتی محبوبه جان، واقعن موقعی که همین دوتا دندون رو دارن و میخندن دلمون براشون ضعف میره زنده باشن

مارال جون خودم هم خیلی تعجب کردم اینو کشیده آخه اصلا با مداد نقاشی هدفمند نکشیده بود و فقط در حد خط خطی و دایره و نقطه بود نقاشیهاش! البته بقول یکی از دوستان احتمالا با انگشت راحت تر میتونه نقاشی بکشه چون هنوز نمیتونه مداد رو خوب دستش بگیره!حالا تصمیم دارم رنگ انگشتی بخرم واسش تا راحت نقاشی بکشه...
ممنون مارال خانوم عزیزم

سمانه مامان ستایش
6 مهر 92 0:01
واااای خیلی باحال بود.
از دست این وروجکا.نمیدونم چطور به ذهنشون میرسه آدمو اینطوری بپیچونن
خب محبوبه جون مزاحم بچه نشو داره تلویزیون میبینه دیگه
وااای خدا عکس نی نی الینا رو ببین چه گوگولی بوده با اون دوتا دندونش
واقعا دخملی هنرمنده هانقاشی اولی خیلی بامزه ست.
خوووو هنر بچه تو گرد و خاک و خونه تمیز نشده نمایان میشه دوست جون رو کاغذ نمیشه

میبینی چطور آدمو میپیچونن این وروجکا؟!
ممنون عزیزم خودم هم برای اون دوران خیلی دلتنگ شدم
آؤه اتفاقا به پیشنهاد یه سمانه جون دیگه(مامان محمدرهام جیگرطلارو میگم!) قراره دیگه گردگیری نکنم تا خلاقیت بچه م تقویت بشه
سمانه مامان ستایش
6 مهر 92 0:04
بازم رفتی اون مغازههنگفتی بازم بر اثر ذوق زیاد همون حادثه گوشخراش و دلخراش و همه چی خراش برات تکرار بشه
بازم خوبه تخفیف گرفتی وگرنه اینبار باید به صاحب مغازه خسارت هم میدادی
یه عالمه برای دوست جوووون خودم و الینای عزیزم

نه بابا رفیق قرار نیست از یه سوراخ دو بار گزیده شم که!
آخه جنساش خیلی نانازه تخفیف هم که داد دیگه هیییییییییییییچ! جالبه همسر میگه وظیفه ش بوده خیلیه که ما ادعایی نکردم و تقاضای دیه نکردیم!آخه همسر کارمند دادگستریه!و میگه دیه دماغ خیلی بالاست!
ممنون عزیزم
تا ابددونفره
6 مهر 92 2:19
سلام عزیزماز دست این الینای شیطون بلای کلکحالا کارش به جایی رسیده که به مامانیش کلک میزنهآخی چه نقاشی نازیهمیشه کارای فی البداهه بهتر از آب در می یانحالا خوبه این مغازه بعد از آسیبی که بهت زد یه خیری هم واست داشتو شامل تخفیف شدی

سلام نسترن جونمیبینی جان من؟!
واقعا همینطوره حالا باید کمین کنم هر وقت فی البداهه همچین اثری خلق کردم سریع ازش عکس بگیرم
بعععععععععععله خیلی خوب بودآخه من خیلی اهل چونه زدن نیستم
تا ابددونفره
6 مهر 92 2:22
عزیزم از مهمونی چه خبرهمه چی خوب پیش رفت.سوپ خوشمزه چی شدریسک کردیامیدوارم همه چی بر وقف مراد بوده باشه

سلام نسترن جون.ممنون از توجهت و خبر گرفتنت عزیزم مهمونی خیلی خوب بود جاتون خالی سوپ نپختم چون طرفدارش نبودن! اما عوضش ریسک کردم و برای اولین بار مرغ شکم پر پختم که خیلی خوب شده بود
مادر کوثر
6 مهر 92 8:36



مهرنوش مامان مهزیار
6 مهر 92 8:58
نقاشی خانم گل خیلی خوشمل. اما بهتر از اون دماغ مامانی که میشه باهاش تخفیف گرفت


تا ابددونفره
6 مهر 92 8:59
صیح بخیر عزیزم.خسته نباشی


سلااااااااااااااام صبح بخیر نسترن جون ممنون گلم خسته نیستم قبراغ و سرحالم
مامان احسان
6 مهر 92 9:06
سلام خواهری خوبی مماخت چطوره .چه عکس نازی چقدر مموشی افتاده .

سلام خواهری ممنون در حال سود رسانی به من و تخفیف گرفتنه!
مامی کوروش
6 مهر 92 9:23
به شما توصیه می کنم یه سر دماغ پزشکی تشریف ببرید ! مبارک باشه بالاخره این حادثه دلخراش یک نکات مثبتی هم داشته !


مامي كيانا
6 مهر 92 9:51
اي شيطون بلا كيانا هم گاهي اوقات براي د رفتن از صحبت با تلفن همين مدلي پاسش ميده به من
واقعا نقاشه الينا جون خيلي خوشگل شده
فكر كنم به خاطر متفاوت بودن مكان نقاشي خلاقيتش شكوفا شده
اگه من به جاي شما بودم تا هفت فرسخي اون مغازه هم نميرفتم چطوري دوباره رفتي اون مغازه تازه خريد هم كردي
ميگم حالا روي شيشه ش علامتي * چيزي زده بود كه معلوم باشه؟؟
حالا حالاها فكر نكنم اين مغازه رو ول كني تا به اندازه خرج يك عمل زيبايي ازش تخفيف نگيري ول كن نيستي

امان از دست این وروجکا
دقیقا همینه دخترم تو گردوخاک خلاقیتش شکوفا میشه!!!
شجاعت و اعتماد بفس رو داری دوست جون؟!
نه اتفاقا در کمال ناباوری دیدم هنوووووووووز برچسب نزده و خیلی قاطعانه بهش اخطار دادم
دقیقا هدف همینه که فرمودین !
مریم مامان کیارش
6 مهر 92 11:08
شاید نقاشی با انگشت براش راحتتر بوده


منم همینطور فکر میکنم و تصمیم دارم رنگ انگشتی بخرم واسش تا راحت هنرنمایی کنه
پگاه مامان آرتین
6 مهر 92 11:25
ای جان بااین نقاشیای باحال .بچلونش دوست خوبم.خصوصی داری

ممنون پگاه جون
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
6 مهر 92 12:28
یعنی من دو روزه دارم از اون تخفیف گرفتنت و رفتن به اون مغازه میخندم....
ولی وقت کامنت گذاشتم نداشتم....
خییییییییییلی باحالی تو بابااا...

به به ... حکاکی رو کفپوش ... دستت درد نکنه الینا جونی....
حالا الگوت کی بوده که اینو از روش کشیدی؟

پخخخخخخخخخخخخخخ... عجب ضد حالی زده پشت تلفن...

دندوناشوووو.... موشی موشی....
خودت میدونی که محبوبه جون، همیشه عاشق این عکس های آپدیت و به روزت از الینا جونی بودم و هستمممم...



خنده داره؟ رفتم حقمو بگیرم خووووو!
ینی خداییش اینقدر سرت شلوغ بود نامرد؟!خوندی دو روز !خندیدی اما کامنت نذاشتی؟!
الگوش که کاملا واضح و مبرهنه
آخخخخخخخخخخ کی برسه ما به ضدحالهای نی نی شما بخندیم؟!
چون میدونم فقط بخاطر یو این عکسهارو میزارم دوستم
تا ابددونفره
6 مهر 92 12:35
خصوصی


تا ابددونفره
6 مهر 92 13:26
منم باز خصوصی


ندا
6 مهر 92 14:02
سلام به الینای نقاش نقاشیشم که به من رفته این.من مشهدم بلاخره برگشتیم راحت شدم


ندا دیگه دارم مشکوک میشم نکنه الینا دختر توئه؟! آره خب خوشبختانه!منم راحت شدم!
ندا
6 مهر 92 14:30
چه جالب تو دیگه چرا راحت شدی


ندا
6 مهر 92 14:36
ولی محبوب من اسم مغازه هرو درست گفتما مال مشهد کیچن اند هوم حتما مال بجنورد فرق داره راستی محبوب تو شنا بلدی؟من چند جلسه کلاس شنا رفتم ولی هنوز سخت برام تو چطوری هستی

عجله نکن عزیزم از جلسه 4 به بعد دیگه راحت میشی... من دو ترم رفتم و الان براحتی حتی تو دریا هم شنا میکنم و خیلی دوست دارم
ندا
6 مهر 92 15:00
خودمم مشکوک شدم خداییش

میگم الینا هم وقتی تو رو دید تا چند وقت تو کفت بود و لهجه تو رو به خودش گرفته بود نگو یه حسی هست بینتون
مامان اینده یه فسقلی
6 مهر 92 17:05
یو؟!!!!
حالا کلی فارسی حرف زدی، بعد به من که رسیدی شدم یو؟!!!!! حالا کاش you مینوشتی...



از کار زیاد نبود که کامنت نذاشتم
حدود 80 درصد از بازدیدای من، مطالعه کامنت های سایرین ازطریق تبلته. 20 درصد با کامپیوتر میام فقط واسه کامنت طولانی گذاشتن و پست گذاشتن

مرغت رو درسته پختی، بعد شکمشو پر کردی و با نخ بستی، بعد سرخ کردی؟!

حالا خواستم واسه دوست انگلیش دوستم کلاس بزارما اگه گذاشتی؟! نخیر خانوم ما حتی تو کاربرد لغات فرنگی هم فارسی را پاس میداریم ....ایییییششششششش با زبون بلاد کفر بنویسم ؟! عمرا!
همین دیگه!!! خواهر من حالا نمیشه اول اون 20درصد رو انجام بدی بعد به مطالعه کامنت سایرین بپردازی؟!
اول مرغو تو قابلمه سرخ کردم بعد شکمشو پر کردم بعد رب و آب نارنج و کمی ادویه رو تو روغن سرخ کردم و با دو لیوان آب گذاشتم جوشید و بعد مرغ رو گذاشتم توش و با حرارت کم گذاشتم بپزه

مامان اینده یه فسقلی
6 مهر 92 17:17
اخه کجای دنیا دیدی که بجای جو
مرغ یا اب مرغ استفاده کنند؟! اصلا چه ربطی داره؟!!!!!!!

اسم اون رو دیگه بذار سوپ مرغ

سوپی که توش جو نباشه، کشدار و غلیظ نمیشه کههههههه...

مهموناتون هم کلاس گذاشتن، سوپ شیر رو بعنوان پای ثابت سفره میذاشتی، ببینی کی نمیخوره!؟!؟!؟!
.
.
.
.
.
.
(ستاد ایجاد ندامت و پشیمانی)


ای نامرد رد منو گرفتی هان؟!!!!!!!!!! دِ همین دیگه ! اینکارا رو میکنی که وقت کامنت گذاشتن پیدا نمیکنی! ولی خداییش همش منتظر کامنت و عکس العملت بودم دوست جونی حالا واسه سری بعدی مهمونا میدرستم انشاله
مامان روژینا
8 مهر 92 18:52
ههههههخوشم میاد بچه میدونه چطوری بپیچونت خب کمتر حرف بزن بچه می خواد کارتون ببینه
نههههههه دوباره رفتی اون مغازه هه احتمالا بعد از خرید وقتی داشتی از مغازه میومدی بیرون فروشنده چهار چشمی حواسش بهت بوده ببینه این دفعه قراره چه خاطره مهیجی براش درست کنیاحتمالا تخفیفم به خاطر این بهت داده که مشتری دائمش بشی حال و هوای مغازش عوض شه
الهی قربون الینا بشم وای خدا چقدر کوچمولو بوده با اون دندونای خرگوشیش واقعا چقدر این فسقلیا زود بزرگ می شنا


بعععععععععععلهبا اعتماد بنفس دوباره رفتم و دوباره خرید کردم و تخفیف هم بهم داد حالا شوما هرجور میخوای تفسیرش کن ! مهم تخفیفه بود که شاملم شد!خلاصه پارتی خواستی واسه خرید لوازم خانگی در خدمتیم
خدا نکنه دوست جونی واقعا خیلی زود میگذره
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
25 مهر 92 10:45
هااان؟!

کامنت ِ برگزیده؟!!!!!!!!!!!!!!!





آخه دختر تو این پست چیکار میکنی؟
عزیزم ممنون که همیشه وقت میزاری