الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

الینا فرشته آسمونی

جن گیر (8-) !!!

اول: سلام به همه دوستان خوبم سپس: سلام دختر نازم دیروز عصر با هم رفتیم واسه تولد ماهان هدیه خریدیم و طبق معمول تو فروشگاه چرخی زدی و با پرستیژ و اعتماد بنفس تمام یه لباس هم واسه خودت انتخاب کردی و رفتی دادی به فروشنده و گفتی من اینو انتخاب کردم الان مامانم حساب میکنه آقا و خانوم فروشنده : من: آقای فروشنده به به چه دختر شیرین زبون و بامزه ای خب مامانش به انتخاب دخترتون احترام بزارین و بخرین واسش من: اما نتونستم در برابر برق چشای خوشگلت و هیجانی که داشتی مقاومت کنم و لباسو واست خریدم بعد شما و بابا برگشتین خونه و من به اتفاق زن دایی مهری و دختر دایی ها(آرزو و مرضیه جان) و سولماز جون رفتیم سالن گلشن واس...
12 تير 1392

همه چی آرومه ما چقدر خوشبختیم

سلام و صد سلام به دختر مهربون و ناز خودم   دیروز وقتی یه خواسته نابجاتو بی جواب گذاشتم با ناراحتی گفتی : مامانی من ناراحت میشما بعدش میرم تو اتاقم بعدش شما دیگه دختر ندارین ها !!!      از اونجایی که بنده بشدت ترسو تشریف دارم تو قضیه زلزله چند وقت پیش بجنورد یه جیغ بنفش کشیدم و شما از اونموقع خیلی از زلزله میترسی و مدام میپرسی مامانی زلزله کیه؟ کی اومد خونمون ؟ چرا تو ترسیدی جیغ کشیدی ؟ چرا من ندیدمش؟ مادرجون میگه دیروز یهو با ترس از دستشویی پریدی بیرون و رفتی بغلش و گفتی واااای مادرجون ترسیدم فکر کردم زلزله اومده منو بخوره ( اینم از هنرای من!!! ) من هم با شرمندگی واست توضیح دادم که زل...
11 تير 1392

بوی مامان...

سلام به همه دوستان خوب و مهربونم که در نبود ما با کامنتهای پرمهرشون مارو شرمنده مهربونی و صفای خودشون کردند امتحانات بنده رسماً به اتمام رسید و یه سفر چند روزه هم به شمال کشور داشتیم که جای همه دوستان خیلی خالی بود و در فرصت مناسب و در صورت نپریدن مجدد عکسها حتما پست سفر را خواهم گذاشت و اما گوشه ای از شیرین زبونیهات تو این هفته: یه لباسم رو واسه یه سری تعمیرات جزئی داده بودم مادرجون که میگه وقتی لباسو آورده وسط تا بدوزتش شما که حسابی سرگرم بازی بودی یهو میری سمتش و لباسو میگیری بغلت و میگی مادرجون این بوی مامان منو میده (البته مشخصاً و دقیقاً و یقیناً منظورت بوی عطر بدن من بوده ) تو مسافرت مدام منو میبوسیدی...
9 تير 1392

سفر باید کرد...

اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی. به آرامی آغاز به مردن می‌كنی   زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی، وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند. به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر برده عادات خود شوی، اگر همیشه از یك راه تكراری بروی، اگر روزمرّگی را تغییر ندهی، اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.  به آرامی آغاز به مردن میكنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر می‌كنند، دوری كنی.  به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر هنگامی كه با شغلت‌ یا...
1 تير 1392

دوستت دارم ها

به من تكيه كن من تمام هستی ام را دامني مي كنم تا تو سرت را بر آن بنهی تمام روحم را آغوشی ميسازم تا تو درآن از هراس بياسائی تمام نيروئی را كه در دوست داشتن دارم دستي می كنم تا چهره و گيسويت را نوازش كند تمام بودن خود را زانوئی ميكنم تا بر آن به خواب روی    هر روزی که میگذره بیشتر و بیشتر عاشقت میشم عزیزم   نمیتونم توصیف کنم که از با تو بودن چقدر غرق لذت میشم واقعا مادر بودن چه حس ناب و بی همتائیه   افتخار نوشت:92/3/28 تیم ملی فوتبال کشورمون با پیروزی بر تیم کره رهسپار جام جهانی شد ...
30 خرداد 1392

خرابی دوربین...+ بعدا نوشت

سلام دخترک نازم . هفته پیش من شدیدا درگیر امتحانات بودم و شما شدیدا در حال مهمونی رفتن                                                      19خرداد تولد محیا جونی بود و متاسفانه من بخاطر امتحان نتونستم حضور پیدا کنم اما شما برای اولین با بابا تنهایی رفتین و کلی هم بهت خوش گذشته بود وقتی از جشن برگشتی گفتی : مامانی به من خیلی خوش گذشت لباس من نارنجی بود لباس محیا سفید بود لباس ساغر کوچولو صورتی بو...
29 خرداد 1392

خدا با ما نشسته چای مینوشه...

  چند وقته وقتی قبل از خواب برات قرآن میخونم اعتراض میکنی ومیگی نخون دوست ندارم گفتم چرا مامانی قران کلام خداست ،خدای خوب و مهربون...گفتی پس چرا خانوما گریه میکردن (یهو تلنگر خوردم که ای وای من دوباره حضور در یک مراسم دوره قران این تاثیرو روت گذاشته ) (سری به اینجا بزنید )   و چقدر این آهنگ ابی دلنشینه :  در ادامه مطلب...                               من این روزها یه حال دیگه ای دارم          ...
22 خرداد 1392

هدف

انسانهایی كه هدف دارند حتی راه رفتنشان هم با ديگران فرق دارد. حتی حركات چشمشان هم بي هدف نيست. از دور مي توان تشخيص داد كه كدام انسان دارد وقت تلف مي كند و كدام آمده تا كار بزرگي انجام بدهد. در خيابان دقت كنيد و ببينيد چقدر انسانها سوار بر پاهايشان مي شوند و بي هدف راه مي روند. در عين حال به وقار راه رفتن بزرگان دقت كنيد. "دکتر حسین الهی قمشه ای"   گفته می شود که انسان ها معمولاً در دوران کودکی هدف زندگی خود را پیدا می کنند. اما به خاطر والدین خود یا تردیدهای محدود کننده به خود، از آرزوهایشان باز می مانند و یک راه امن تر برای زندگی خود پیدا می کنند. متاسفانه به این دلیل که آخر سر کاری در زندگیشان انجام م...
19 خرداد 1392

اگه میخوای بخندی بخونش....

سلام عسل بانوی خودم دختر ناز من این چند روز تعطیلات تلافی لحظاتی که با هم نبودیم رو درآوردیم و حسابی با هم وقت گذروندیم و حرف زدیم و بازی کردیم و کتاب خوندیم و تفریح رفتیم قربونت برم از بس سحرخیزی هر روز ساعت 7 بیدار میشدی و میگفتی سلااااااااااام مامانی صبح بخیر امروز تفتیله؟نمیری بانک؟ میگفتم آره مامان تعطیله و من خونه پیش شما میمونم میگفتی آخ جوووووون پس به بابا!!! بگو صبحانه درست کنه بریم حیاط بخوریم همونطور که قبلاً هم گفتم  شخصیت بسیار شوخ طبعی داری و به جک علاقه زیادی داری ، چند تا جک هم خودت بلدی که هر روز واسمون تعریف میکنی و ماهم بالطبع باید از ته دل بخندیم دوستان قبل از خوندن جوک های دخترم اعلام میکن...
18 خرداد 1392

بازی وبلاگی...+بعداً نوشت

از طرف دوستان خوبم سمانه جون   و تا ابد دو نفره دعوت شدم به این بازی:    1- بزرگترین ترس در زندگیت چیه؟ از دست دادن عزیزانم... 2- اگر 24 ساعت نامرئی میشدی، چی کار میکردی؟ میرفتم خونه افراد طراز اول مملکت 3- اگر غول چراغ جادو، توانایی برآورده کردن یک آرزوی 5 الی 12 حرفت را داشته باشد،‌ آن آرزو چیست؟ خوشبختی دخترم 4- از میان اسب، پلنگ، سگ، گربه و عقاب کدامیک را دوست داری؟ اسب(پیرو پست قبلیم عقاب هم بیفزایید ) 5- کارتون مورد علاقه دوران کودکیت؟ کودک که بودم بچه های مدرسه والت رو دوست داشتم اما نوجوانی جودی ابوت-پینگو و .....(حال بکشفید سن بنده را ) بچه های مدرسه ...
13 خرداد 1392