الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

الینا فرشته آسمونی

دلداری الینا به مامان!

دیشب با هم رفتیم بیرون خوابت میومد حوصله راه رفتن نداشتی گفتم بیا بغلم یهو چشات از خوشحالی برق زد اما اینقدر مهربون و فهمیده ای که تعارف کردی و گفتی آخه کمرت درد میگیره مامانی گفتم اشکال نداره هر وقت خسته شدم بیا پایین وقتی صدای نفس نفس زدنمو از فرط سنگینی ٍ  وزنت  شنیدی گفتی: مامان اشکال نداره ! ناراحت نشو ! چیزی نمونده ! الان میرسیم !  ینی مرده بودم از خنده بابت این دلداری دادنت                  واقعا چه لذتی داره دخترت ، دختر مهربونت سرشو بزاره رو شونه ت و ریز ریز تو گوشت شیرین زبونی کنه حاضر...
6 شهريور 1392

حکمت...

 به یاد داشته باشم:   سرانجام روزی به حکمت همه اتفاقات زندگیم پی خواهم برد.پس فعلاً به سردرگمی ها بخندم ، از میان اشکها لبخند بزنم ، و همواره به خودم یادآوری کنم که پشت هر حادثه ای دلیلی نهفته است.               وسایلمون رو بردیم گوشه پارکینگ چیدیم و تا خونه آماده شه خونه باباجون هستیم... علیرغم اینکه اکثراً خونه اونا هستی و بزور میاریمت خونه خودمون دیشب بهونه خونه خودمون رو میگرفتی بابابزرگ من دیروز از کنار خونه ما رد شده و با ناراحتی به باباجون گفته : دلم تنگی میکنه نازلی بالام میخواد از اینجا بره  (توضیح اینکه بابابزرگ من واسه هر...
3 شهريور 1392

انتقالی...

دیروز عمه تماس گرفت گفت خونه رو قرارداد بسته و مستاجر جدید شدیداً اصرار داره که سریع وسایلوشو بیاره ! علیرغم اینکه خونه خودمون هنوز یک هفته کار داره باید وسایلمون رو ببریم....          و اما دو تا خبر خوب: اول اینکه  مادرجون مهری از بیمارستان مرخص شد و  دوم اینکه حکم انتقال بابا بهش ابلاغ شد و همزمان با خونه جدید ، پست جدید و محل کار جدید در انتظارشه بهترینم ! برای تو بهترینها رو آرزو میکنم   با تو اما عشق پیدا می شود بی تو اما عشق کی معنا شود...؟    یه دل دارم و دو دلبر !   ...
31 مرداد 1392

خدا..........

شعر قیصر امین پور در مورد "خدا" رو خیلی دوست دارم میزارمش اینجا تا بمونه واست و بخونیش حتما        پیش از اینها فکر میکردم خدا خانه ای دارد کنار ابر ها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس خشتی از طلا پایه های برجش از عاج و بلور بر سر تختی نشسته با غرور ماه برق کوچکی از از تاج او هر ستاره پولکی از تاج او اطلس پیراهن او آسمان نقش  روی دامن او  کهکشان رعد و برق شب طنین خنده اش سیل و طوفان نعره ی توفنده اش دکمه ی پیراهن او آفتاب برق تیر و خنجر او ماهتاب هیچ کس از جای او آگاه نیست هیچ کس را در حضورش راه نیست پیش از اینها خاطرم دلگیر  بود از خدا  در ذهنم ای...
29 مرداد 1392

غیر ممکن غیرممکن است!

  دخترم ! هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه برای   او غیر ممكن وجود ندارد   و تمام غیر ممكن ها فقط برای کسانیست که از ایمــان دل بریده اند و امیــد را به دل راه نمی دهند.   گل ناز من ! دخترم ! عسلکم ! این روزها عجیب دلم واست تنگ میشه !حتی زمانیکه کنارم هستی ! فکر کنم تو هم همین حسو داری آخه دیروز یهو محکم بغلم کردی و فشارم دادی و با احساس گفتی : آخخخخخخخخخخخخخ که چقدر دوست دارم میخوام فشارت بدم ! لهت کنم !   آخه منم خیلی وقتها از بس محکم میچلونمت  نفست میگیره هر چی باشه تو ابراز عشق و علاقه هم به خودم رفتی تک دخ...
27 مرداد 1392

خود درگیری!

از اونجاییکه مامان مهربون و دوست داشتنی ام تو سن 30 سالگی به رحمت خدا رفت... یه حسی همیشه بهم میگفت که من هم تو 30 سالگی به رحمت خدا میرم... اووووووووه بساطی داشتم با این حس.......واسه خودم مراسم ختم هم میگرفتم و زار زار گریه میکردم ! واسه همین بارداریم رو جوری تنظیم کردم که اگه تو 30سالگی مردم بچه م هم باهام بیاد اون دنیا و بی مادر بزرگ نشه ... یک همچین مادر خود درگیری هستم من !!! و.........الینا وقتی بدنیا اومد که من در آستانه  30 سالگی  بودم و زنده و سرحال !              چند شب پیش خواب دیدم یه سیل شدید اومد و من با چنگ و دندون الینا رو ...
26 مرداد 1392

اللهم اشف کل مریض...

                                 امن يجیب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء   يامن اسمه دواء و ذكره شفاء اللهم اشف کل مریض! اللهم اشف کل مریض! اللهم اشف کل مریض! اللهم اشف کل مریض! اللهم اشف کل مریض! اللهم اشف کل مریض! اللهم اشف کل مریض !   آمين يا رئوف و يا رحيم   دوستان بیاین برای شفای همه بیماران از صمیم قلب دعا کنیم...(مادرجون مهری الین...
24 مرداد 1392

حیثیت!!!

شده تا حالا جایی برین و احساس کنید حیثیتتون بر باد رفته؟!!!   ..... یه زمانی یه مراسمی تو بانک دعوت بودیم تا برنج آوردن الینا با هیجان گفت: اخ جون پلووووووو اینا چیه روش؟(اشاره به زرشک!)           منو میگی: توضیح اینکه الینا اصلاً اهل پلو و ماکارونی نیست! . . . و حالا در میوه فروشی:         الینا با صدای بلند و هیجانی: واااااااااااااااااااااااااااای اینا چیه؟!!!!!!!! چقدر ناز و خوشگله ! من خیییییییلیییییی دوسشون دارم       منو میگی: ...
23 مرداد 1392

عید فطر92

سلام به دوستان عزیزم سلام به تک دختر گلم چند روزی هست که قانون وضع کردم و اجازه تماشای سی دی تو روزهای زوج که کلاس زبان داری و بهت نمیدم تو هم که جدیداً عاشق کارتون قدیمیه سفیدبرفی و هفت کوتوله شدی و جالب اینجاست که فقط کوتوله ها و شخصیت اخمو رو دوست داری و علاقه ای به سفید برفی و شاهزاده نداری خلاصه اینکه یه روز که بهت اجازه تماشای این کارتون رو ندادم رفتی تو اتاقت یه کم بازی کردی و بعد چند لحظه اومدی گفتی: مامان! هیییییییییییس!!!!!! گوش کن ! ببین صدای هفت کوتوله میاد ! داره میگه الینا بیاد مارو تماشا کنه ! من: .............الینا! هیییییییس!!!!!!گوش کن! صداي طپش قلبمو ميشنوي که فرياد ميزنه دوستت دارم ؟ سری بعد هم که ا...
22 مرداد 1392