الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه سن داره

الینا فرشته آسمونی

تعطیلات...الینا...مامان و بابا

دو روز تعطیل بود و بالاخره بعد مدتها تونستیم یک دل سیر با هم باشیم و کلی با هم بازی کنیم.چه حس زیبا و غیرقابل وصفیه ،بودن در کنار تو و بوئیدن و بوسیدن تو خوشحالم که حالت بهتر شده و دوباره شیطنتهاتو از سر گرفتی...خدایا شکرت... -نشستی رو سینه باباجون و محکم گلوشو فشار میدی و میگی:حرف بزن...حرف بزن سنبل خان -دیروز عروسکتو پرت کردی و بعدش از زبون اون به خودت میگفتی:کمک... کمک الینا جون... کمک من مردم!!! و من با تعجب به این فکر میکنم که این کلمه رو از کجا یاد گرفتی و آیا معنیشو میدونی واقعا؟یا همینجوری بکار میبریش؟ بابا کنارت نشسته ، رو میکنی به من میگی: راستی کاظم آقا دستش خوب شد؟ .... اینم دو ...
24 دی 1391

نمونه هایی از اولین های الینا...

مامان با عشق شدید :الینا مامان و بابا رو دوست داری؟ الینا: نه مامان: چرا؟ الینا: میخوام مامان و بندازم تو ماشین لباسشویی درشو ببندم بشورمش بعد کاظم آقا(مراد همان پدر است که گاهی از طرف الینا به اسم خطاب میشود) رو بندازم تو لباسشویی تمییز شه مامان: چی باعث شده که دخملی فکر کنه باید مارو شستشو بده (فکر بد نکنیدها !!!سوگند به تمام مقدستام که من و کاظم آقا تمییز و نازیم حالا قضیه رو ریشه یابی میکنم که بفهمم علت این بهتان ناروا چیست؟ و خدمت دوستانی که ذهنشان مملو از علامت سوال است و تعجب، عرض خواهم کرد )   اینم چند تا از اولین های الینا: اولین مسواک و خمیر دندون: که هرشب با هم میریم مسواک میزنیم و ...
21 دی 1391

ارسال موج مثبت

  پس از آنكه غم را تجربه كردید آنرا رها و فراموش كنید، ولی از تجارب تلخ گذشته بنحو شایسته و مطلوبی بهره بگیرید. (دکتر لئوبوسکالیا)   اجازه ندهید زندگیتان در یك زندان تنگ سپری شود. در مقابل شما دنیای بزرگ و افقی وسیع گسترده شده و مواهب عظیم و شگفت انگیزی در برابر شما قرار دارد.     گاهی اوقات مشکلات و موانع باعث میشه انسان به وجود چیزهای خیلی مهمتری تو زندگیش پی ببره که شاید روزانه براحتی و سادگی از کنارشون رد بشه مثل همسر مهربانی که همیشه پا به پات هست و امید می بخشه بهت ،مثل دوستان خوبی که حتی با شنیدن صداشون و یا دریافت پیامی ازشون  کلی انرژی مثبت میگیری ، مثل خانواده خوبی که همیشه دوش ب...
13 دی 1391

الینا و تب شدید

عزیزم از روز جمعه که تب شدیدی کردی هنوز حالت خوب نشده و بی حال و کسل و مظلوم شدی و با مهربونی صورتتو میمالی به من و میگی مامانی دوست دارم و مدام میگی مامانی بغلم کن ...مامانی نرو بانک...مامانی کنارم بخواب...مامانی من خیلی دوست دارم...الهی من قربون این مهرومحبتت بشم که حتی موقع مریضی هم تو به من محبت میکنی مامان جون دیشب تو اوج بی حالی حوصله ت سر رفته بود و گفتی بریم خونه محیا گفتم مامانی خونه محیا از ما دوره بعدش گفتی پس بریم پیش ماندانا جون!(توضیح اینکه محیا 6ساله و ماندانا20ساله میباشد!!! )اما چون موقع امتحانات ماندانا جونه مزاحمشون نشدیم و رفتیم بیرون واست یه جفت دستکش خریدیم و یه بسته ماژیک و خمیربازی بعدش رفتیم مطب پزشک معتمد...
11 دی 1391

به بهانه ی کریسمس...الینا یعنی همیشه سرسبز

به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره . . . !   الینای من، امیدوارم همچون معنای اسمت همیشه سبز و پایدار و شاد و بااصالت باشی عزیزم   کریسمس مبارک   ...
10 دی 1391

الینا و عادات غذایی...

  شیر میخوری فقط از نوع معمولی(بدون طعم) - سرشیر هم خیلی دوست داری. خیلی اهل پلو و ماکارانی نیستی ...  سوپ،آش و آبگوشت و قوروتو خیلی دوست داری. طرفدار پروپا قرص لواشک وکشک و بادام و کشمشی و اگه تموم شه سریع گوشزد میکنی که بخریم واست از همه بیشتر شدیدا عاشق ترشیجات و خیارشور و سیر هستی از بس باباجون و مادرجون بهت سیر ماست میدن وقتی میام خونه میگم اه الینا باز سیر خوردی؟ میگی : مامانی دهنم بو میده تو میوه ها سیب،نارنگی،انار،هندونه و کیوی خیلی دوست داری. اهل آب میوه نبودی اما چند وقته واست نی خوشگل خریدم به بهانه نی کلی آبمیوه میخوری هر وقت گرسنه میشی میگی مامان نون و ماست میخوام و من هم تو یه ...
9 دی 1391