الینا فرشته ی کوچولوالینا فرشته ی کوچولو، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه سن داره

الینا فرشته آسمونی

آسان اندیش باشیم؟!!!!!

آسان اندیشی   میگویند در كشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میكرد كه از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق كرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یك راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میكند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد كه مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نكند. وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشكه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی كند. همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میكند. پس از مدتی رنگ ماشین، ست...
7 دی 1391

الینا و لفظ قلم...

دیشب داشتی دور خودت میچرخیدی و میچرخیدی و میچرخیدی یهو ایستادی و با کمی تامل گفتی : مامانی خونمون چپکی شده!!! تو شلوارت یه کوچولو جیش کردی بهت اخم کردم میگی: مامانی مهربون باش...مهربون شو دیجه...آها بخند...   و من مجبورم به زور جلوی خنده م رو بگیرم اما نمیشه و منجر میشود به قهقهه و در آغوش کشیدن تو دختر شیرین زبونم بابا دانشگاه بود تماس گرفتم باهاش، گوشی رو از من گرفتی میگی: بابایی من خیلی دوست دارم...کجایی؟ دانشگاهی؟ ...وقتی میای برای الینا شیر معمولی بخر!!! (توضیح اینکه شیر طعم دار اصلا دوست نداری و فقط شیر ساده میخوری) تو سی دی یه نی نی دیدی با هیجان رفتی سمت تی وی میخوای لپشو بکش...
6 دی 1391

ماجراهای یلدایی الینا

عسلک من  جونم واست بگه که شب یلدا تو خونواده ما یه شب نیست و چند شبه !!! پیش یلدا-خود یلدا-پس یلدا که البته امسال روز یلدا هم بهش اضافه شد   شب یلدا خونه بابابزرگ من بودیم و کل طایفه محترم اینجانب اونجا تشریف داشتیم و کلی خوراکی نوش جان نمودیم و زن دایی جون هم مطابق یلدای هرساله کتاب حافظشو گشود و نفری یه فال زدیم تو رگ که الحق دستش شفاست و برای هرکسی متناسب روحیاتش دراومد روز یلدا خونه مادرجون(مامان بابا) شما بودیم بصرف کله پاچه خوری مخصوص یلدا که شما با لذت خاصی میخوردی و خیلی غلیظ میگفتی کللللللله پپپپپپپپپپپاچچچچچچه جمعه شب(پس یلدا) خونه پسردایی من(مهدی خان)بودیم و دوره دایی ها اونجا برگزار شد که آثا...
2 دی 1391

پیشاپیش یلدا مبارک

شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است شب یلدا شب فر و کیان است / نشان از سنت ایرانیان است یلدا مبارک   یادش بخیر شب یلدای دو سال پیش که دایی مسعود و سولماز جون نامزد بودن میخواستیم واسشون چله گی ببریم و از آنجائیکه من تک خواهر دایی جونا هستم این مسئولیت خطیر بعهده من بود از طرفی تو  پنج ماهه بودی و کلی هم گریه میکردی وقتی کوچولو بودی وااااای نمیدونی با چه استرس (البته از نوع مثبت)و لذتی بساط شب یلدارو واسه دایی جون راه انداختم .یادش بخیر انگار همین دیروز بود این هم چند تا از عکسهای هنرنمایی مامان البته چون با گوشیم گرفتم بی کیفیته... کیکشونو شکل هندونه سفارش دادم این کدوها رو با لباسها...
27 آذر 1391

شیرین زبونیهای الینا...

عسل مامان جدیدا یه تکه کلام پیدا کردی و هر چی میشه سریع میگی: واقن !!! (واقعا) ضمنا با تمام اشیا و اسباب بازیها ارتباط برقرار کردی و همیشه از طرف اونا با من صحبت میکنی مثلا دیروز با دو تا نی داشتی شیر میخوردی یهو  گرفتیش طرف من و صداتو نازک کردی گفتی: مامان الینا؟ من خیلی گرسنه ام الینا شیر نمیده من بخورم!!! جالب اینجاست که من هم حتما باید جوابشونو بدم وگرنه اعتراض میکنی میگی مامانی ، نی داره با شما حرف میزنه!!! خیلی هیجانی هستی و همیشه با صدای بلند و هیجانی صحبت میکنی مثلا دیشب تا دیدی من یه لباس جدید پوشیدم دویدی طرفم گفتی: مامانی چقدر قشنگ شدی...چقدر عالیه... بیا با هم برقصیم   ...
27 آذر 1391

شیرین کاریهای الینا...

*وقتی میریم بیرون خیلی تنبلی و اصلا راه نمیری و مدام میگی الینا خسته شد یا الینا پاهاش در د میکنه منم تو جواب یه چیزایی میگم که دیشب موقع بازی با خرس پشمالوی گنده ت داشتی دقیقا جمله های منو به اون میگفتی بغلش کرده بودی بهش گفتی: خرسی جوون مامان کمرش درد میکنه ...شما دیجه بزرگ شدی... باید خودت راه بری... باشه عزیزم؟ بعدش صداتو نازک میکردی از زبون خرسی به خودت میگفتی : نه مامانی من خسته ام پاهام درد میکنه و دوباره در نقش مادر گفتی: بااااااااشه عزیزم دلم ...من بغلت میکنم اااااای امان از دست تو موجود کوچک نیم وجبی سیاستمدار *جدیدا شاعر هم شدی و تو خونه میچرخی و شعر میسرایی : یو یو یو یو یو   / دارم...
27 آذر 1391

آموختنی های زندگی

سخنـان نــاب و پرمعنــای زنـدگی در جست‌وجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا؛ زیرا هر آن‌چه زیباست، همیشه خوب نمی‌ماند؛ امـا آن‌چه خوب است، همیشه زیباست . درصد کمی از انسان‌ها نود سال زندگی می‌کنند، مابقی یک سال را نود بار تکرار می‌کنند. نصف اشباهات‌مان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس می‌کنیم و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می‌کنیم. سر آخر، چیزی که به حساب می‌آید، تعداد سال‌های زندگی شما نیست؛ بلکه زندگی‌ای است که در آن سال‌ها کرده‌اید. همیشه در زندگی‌ات جوری زندگی کن که "ای کاش" تکیه‌ کلام پیری‌ات نشود. چه داروی تل...
26 آذر 1391